ditz

[ایالات متحده]/dɪts/
[بریتانیا]/dɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که احمق یا بی‌خود است؛ فردی که در هوش کمبود دارد

عبارات و ترکیب‌ها

ditz behavior

رفتار احمقانه

total ditz

کاملاً احمق

ditz moment

لحظه احمقانه

such a ditz

خیلی احمق

ditzy girl

دختر احمق

ditz alert

هشدار احمقانه

ditz personality

شخصیت احمقانه

ditz style

سبک احمقانه

ditz factor

ضریب احمقانه

ditz vibes

احساسات احمقانه

جملات نمونه

she's such a ditz when it comes to directions.

او وقتی صحبت از مسیرها می‌شود، خیلی ساده‌لوح است.

don't be a ditz and forget your keys again.

باز هم مثل آدم احمق کلیدت را فراموش نکن.

he called her a ditz for not remembering the meeting.

او به خاطر فراموش کردن جلسه، او را احمق خطاب کرد.

sometimes i feel like such a ditz in social situations.

گاهی اوقات احساس می‌کنم در موقعیت‌های اجتماعی خیلی ساده‌لوح هستم.

being a ditz can be endearing at times.

گاهی اوقات ساده‌لوح بودن می‌تواند دوست‌داشتنی باشد.

she laughed and called herself a ditz for tripping.

او خندید و به خاطر زمین خوردن خودش را احمق خطاب کرد.

my friend is a total ditz, but i love her anyway.

دوست من کاملاً ساده‌لوح است، اما با این وجود من هنوز هم او را دوست دارم.

he joked that she was a ditz for not knowing the answer.

او شوخی کرد و گفت که او به خاطر نمی‌دانستن جواب، احمق است.

being a ditz doesn't mean you're not smart.

ساده‌لوح بودن به این معنی نیست که شما باهوش نیستید.

she often acts like a ditz, but she's really clever.

او اغلب مانند یک آدم احمق رفتار می‌کند، اما در واقع بسیار باهوش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید