ditz behavior
رفتار احمقانه
total ditz
کاملاً احمق
ditz moment
لحظه احمقانه
such a ditz
خیلی احمق
ditzy girl
دختر احمق
ditz alert
هشدار احمقانه
ditz personality
شخصیت احمقانه
ditz style
سبک احمقانه
ditz factor
ضریب احمقانه
ditz vibes
احساسات احمقانه
she's such a ditz when it comes to directions.
او وقتی صحبت از مسیرها میشود، خیلی سادهلوح است.
don't be a ditz and forget your keys again.
باز هم مثل آدم احمق کلیدت را فراموش نکن.
he called her a ditz for not remembering the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه، او را احمق خطاب کرد.
sometimes i feel like such a ditz in social situations.
گاهی اوقات احساس میکنم در موقعیتهای اجتماعی خیلی سادهلوح هستم.
being a ditz can be endearing at times.
گاهی اوقات سادهلوح بودن میتواند دوستداشتنی باشد.
she laughed and called herself a ditz for tripping.
او خندید و به خاطر زمین خوردن خودش را احمق خطاب کرد.
my friend is a total ditz, but i love her anyway.
دوست من کاملاً سادهلوح است، اما با این وجود من هنوز هم او را دوست دارم.
he joked that she was a ditz for not knowing the answer.
او شوخی کرد و گفت که او به خاطر نمیدانستن جواب، احمق است.
being a ditz doesn't mean you're not smart.
سادهلوح بودن به این معنی نیست که شما باهوش نیستید.
she often acts like a ditz, but she's really clever.
او اغلب مانند یک آدم احمق رفتار میکند، اما در واقع بسیار باهوش است.
ditz behavior
رفتار احمقانه
total ditz
کاملاً احمق
ditz moment
لحظه احمقانه
such a ditz
خیلی احمق
ditzy girl
دختر احمق
ditz alert
هشدار احمقانه
ditz personality
شخصیت احمقانه
ditz style
سبک احمقانه
ditz factor
ضریب احمقانه
ditz vibes
احساسات احمقانه
she's such a ditz when it comes to directions.
او وقتی صحبت از مسیرها میشود، خیلی سادهلوح است.
don't be a ditz and forget your keys again.
باز هم مثل آدم احمق کلیدت را فراموش نکن.
he called her a ditz for not remembering the meeting.
او به خاطر فراموش کردن جلسه، او را احمق خطاب کرد.
sometimes i feel like such a ditz in social situations.
گاهی اوقات احساس میکنم در موقعیتهای اجتماعی خیلی سادهلوح هستم.
being a ditz can be endearing at times.
گاهی اوقات سادهلوح بودن میتواند دوستداشتنی باشد.
she laughed and called herself a ditz for tripping.
او خندید و به خاطر زمین خوردن خودش را احمق خطاب کرد.
my friend is a total ditz, but i love her anyway.
دوست من کاملاً سادهلوح است، اما با این وجود من هنوز هم او را دوست دارم.
he joked that she was a ditz for not knowing the answer.
او شوخی کرد و گفت که او به خاطر نمیدانستن جواب، احمق است.
being a ditz doesn't mean you're not smart.
سادهلوح بودن به این معنی نیست که شما باهوش نیستید.
she often acts like a ditz, but she's really clever.
او اغلب مانند یک آدم احمق رفتار میکند، اما در واقع بسیار باهوش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید