ditzy

[ایالات متحده]/ˈdɪtsi/
[بریتانیا]/ˈdɪtsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد هوش یا عقل سلیم

عبارات و ترکیب‌ها

ditzy girl

دختر ساده‌لوح

ditzy behavior

رفتار ساده‌لوحانه

ditzy moment

لحظه ساده‌لوحانه

ditzy blonde

بلوند ساده‌لوح

ditzy friend

دوست ساده‌لوح

ditzy attitude

حرف و عمل ساده‌لوحانه

ditzy remark

اظهار نظر ساده‌لوحانه

ditzy look

قیافه ساده‌لوحانه

ditzy comments

نظرات ساده‌لوحانه

ditzy style

سبک ساده‌لوحانه

جملات نمونه

she can be a bit ditzy at times.

گاهی اوقات او کمی ساده‌لوح است.

don't mind her, she's just a ditzy girl.

به او توجه نکنید، او فقط یک دختر ساده‌لوح است.

his ditzy behavior made everyone laugh.

رفتار ساده‌لوحانه او باعث خنده همه شد.

she forgot her keys again; she's so ditzy.

او دوباره کلیدهایش را فراموش کرد؛ او خیلی ساده‌لوح است.

being ditzy can be charming in some situations.

گاهی اوقات ساده‌لوح بودن می‌تواند در برخی شرایط جذاب باشد.

he teased her for being a little ditzy.

او به خاطر کمی ساده‌لوح بودنش او را مسخره کرد.

her ditzy comments always brighten the room.

نظرات ساده‌لوحانه او همیشه فضا را روشن می‌کنند.

she has a ditzy sense of humor.

او یک حس شوخ‌طبعی ساده‌لوحانه دارد.

sometimes being ditzy can lead to funny situations.

گاهی اوقات ساده‌لوح بودن می‌تواند منجر به موقعیت‌های خنده‌دار شود.

her ditzy personality makes her very relatable.

شخصیت ساده‌لوحانه او باعث می‌شود او بسیار قابل ارتباط باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید