diva

[ایالات متحده]/'diːvə/
[بریتانیا]/ˈdivə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقش اصلی زن در یک اپرا؛ یک هنرمند زن خودمحور و خواستار.

عبارات و ترکیب‌ها

pop diva

دیوای پاپ

vocal diva

دیوای آوازی

جملات نمونه

She is known for her diva attitude.

او به خاطر رفتار دیوایی‌اش معروف است.

The diva demanded only green M&M's in her dressing room.

دیوا فقط خواست که در اتاق پرو خود آب‌نبات‌چوب‌های سبز M&M داشته باشد.

The diva's performance was flawless.

اجرای دیوا بی‌نقص بود.

The diva's vocal range is impressive.

محدوده صدای دیوا قابل تحسین است.

The diva's concert sold out in minutes.

کنسرت دیوا در عرض چند دقیقه به فروش رسید.

She transformed into a diva on stage.

او روی صحنه به یک دیوا تبدیل شد.

The diva's fashion sense is impeccable.

حس مد دیوا بی‌نقص است.

The diva's signature song is a classic.

آهنگ امضای دیوا یک اثر کلاسیک است.

The diva's fans adore her glamorous style.

هواداران دیوا عاشق سبک glamor او هستند.

The diva's diva behavior caused controversy.

رفتار دیوایی دیوا باعث جنجال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید