divergents

[ایالات متحده]/daɪˈvɜːdʒənt/
[بریتانیا]/daɪˈvɜːrdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متفاوت; انشعاب پیدا کردن; گسترش یافتن.

عبارات و ترکیب‌ها

divergent thinking

تفکر واگرا

جملات نمونه

divergent schools of thought

دیدگاه‌های متفاوت

almost everywhere divergent

تقریباً همه جا متفاوت

varieties of English can remain astonishingly divergent from one another.

گونه‌های مختلف انگلیسی می‌توانند به‌طور شگفت‌انگیزی از یکدیگر متفاوت باشند.

Their opinions on the matter were divergent.

دیدگاه‌های آن‌ها در مورد این موضوع متفاوت بود.

The company is exploring divergent strategies for growth.

شرکت در حال بررسی استراتژی‌های متفاوت برای رشد است.

Her thoughts were divergent from the group consensus.

افکار او با اجماع گروهی متفاوت بود.

The novel explores divergent timelines.

رمان خطوط زمانی متفاوت را بررسی می‌کند.

The team had divergent views on the project direction.

تیم در مورد جهت پروژه دیدگاه‌های متفاوتی داشت.

The artist's style is divergent from traditional techniques.

سبک هنرمند با تکنیک‌های سنتی متفاوت است.

The research findings were divergent from what was expected.

نتایج تحقیق با آنچه انتظار می‌رفت متفاوت بود.

The political parties have divergent ideologies.

احزاب سیاسی ایدئولوژی‌های متفاوتی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید