divulgement

[ایالات متحده]/dɪˈvʌl.dʒmənt/
[بریتانیا]/dɪˈvʌl.dʒmənt/

ترجمه

n. عمل شناساندن یا عمومی کردن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

public divulgement

انتشار عمومی

confidential divulgement

انتشار محرمانه

voluntary divulgement

انتشار داوطلبانه

mandatory divulgement

انتشار اجباری

timely divulgement

انتشار به موقع

complete divulgement

انتشار کامل

full divulgement

انتشار کامل

financial divulgement

انتشار مالی

disclosure divulgement

انتشار افشا

formal divulgement

انتشار رسمی

جملات نمونه

the divulgement of confidential information can lead to serious consequences.

افشای اطلاعات محرمانه می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was cautious about the divulgement of her personal details.

او در مورد افشای اطلاعات شخصی خود محتاط بود.

his divulgement of the company's secrets shocked everyone.

افشای اسرار شرکت توسط او باعث حیرت همه شد.

the media's divulgement of the scandal attracted widespread attention.

افشای رسوایی توسط رسانه ها توجه گسترده ای را به خود جلب کرد.

there are strict laws against the divulgement of classified documents.

قوانین سختگیرانه ای علیه افشای اسناد طبقه بندی شده وجود دارد.

the divulgement of research findings can benefit the scientific community.

افشای یافته های تحقیقاتی می تواند به نفع جامعه علمی باشد.

he faced backlash after the divulgement of his controversial opinions.

او پس از افشای نظرات جنجالی خود با واکنش منفی روبرو شد.

they signed a contract to prevent the divulgement of trade secrets.

آنها قراردادی را برای جلوگیری از افشای اسرار تجاری امضا کردند.

the divulgement of sensitive data must be handled with care.

افشای داده های حساس باید با احتیاط انجام شود.

public divulgement of the plan was necessary for transparency.

افشای عمومی طرح برای شفافیت ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید