docket

[ایالات متحده]/'dɒkɪt/
[بریتانیا]/'dɑkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه; فهرست کارهایی که باید انجام شوند
vt. خلاصه‌ای به (چیزی) پیوست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

court docket

تقویم دادگاه

docket number

شماره پرونده

on the docket

در تقویم

جملات نمونه

Trollope would never have consented to being docketed as a mere entertainer.

ترولپ هرگز اجازه نداد که او را صرفاً به عنوان یک سرگرم‌کننده در پرونده ثبت کنند.

The lawyer reviewed the court docket for upcoming cases.

وکیل پرونده دادگاه را برای رسیدگی به موارد آتی بررسی کرد.

Please add this document to the docket for the next meeting.

لطفاً این سند را برای جلسه بعدی به پرونده اضافه کنید.

The docket for the conference includes keynote speakers and panel discussions.

پرونده کنفرانس شامل سخنرانان کلیدی و بحث‌های گروهی است.

I need to check the docket to see when my appointment is scheduled.

من باید پرونده را بررسی کنم تا ببینم وقت ملاقات من کی برنامه ریزی شده است.

The docket for the project outlines all the tasks and deadlines.

پرونده پروژه تمام وظایف و مهلت‌ها را مشخص می‌کند.

The judge asked the clerk to update the docket with the new information.

قاضی از منشی خواست اطلاعات جدید را به پرونده اضافه کند.

The docket for the event includes registration details and session times.

پرونده رویداد شامل جزئیات ثبت نام و زمان جلسات است.

I will need to add this task to my personal docket for the week.

من باید این کار را به پرونده شخصی خود برای هفته اضافه کنم.

The docket for the trial lists all the witnesses and evidence to be presented.

پرونده دادگاه لیست تمام شاهدان و مدارک ارائه شده را دارد.

She carefully organized the docket to prioritize urgent matters.

او پرونده را با دقت سازماندهی کرد تا مسائل فوری را در اولویت قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید