docketing

[ایالات متحده]/ˈdɒkɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɑːkɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی خلاصه‌ای اضافه کردن
n. خلاصه؛ فهرست مواردی که منتظر حکم هستند

عبارات و ترکیب‌ها

docketing system

سیستم دفتری

docketing process

فرآیند دفتری

docketing deadline

مهلت تحویل پرونده

docketing clerk

وظیفه‌دان دفتری

docketing rules

قوانین دفتری

docketing software

نرم‌افزار دفتری

docketing information

اطلاعات دفتری

docketing schedule

برنامه زمانبندی دفتری

docketing file

فایل دفتری

docketing notice

اطلاع‌رسانی دفتری

جملات نمونه

the lawyer is responsible for docketing all court dates.

وکیل مسئول ثبت تمام تاریخ دادگاه است.

effective docketing can improve case management.

ثبت دقیق می‌تواند مدیریت پرونده را بهبود بخشد.

she spent the morning docketing new cases.

او صبح را صرف ثبت پرونده‌های جدید کرد.

the firm uses software for docketing deadlines.

شرکت از نرم‌افزار برای مهلت‌های ثبت استفاده می‌کند.

he was praised for his meticulous docketing practices.

او به خاطر روش‌های دقیق ثبتش مورد تحسین قرار گرفت.

docketing errors can lead to missed court appearances.

اشتباهات ثبت می‌تواند منجر به غیبت در جلسات دادگاه شود.

we need to streamline our docketing process.

ما باید فرآیند ثبت خود را ساده کنیم.

she created a checklist for docketing important dates.

او چک لیستی برای ثبت تاریخ‌های مهم تهیه کرد.

proper docketing ensures all parties are informed.

ثبت مناسب اطمینان می‌دهد که تمام طرفین مطلع هستند.

the court requires accurate docketing of all filings.

دادگاه نیاز به ثبت دقیق تمام مدارک دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید