docketed

[ایالات متحده]/ˈdɒkɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈdɑːkɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خلاصه یا فهرستی از موارد
v. اضافه کردن خلاصه یا فهرستی به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

docketed case

پرونده ثبت شده

docketed motion

درخواست ثبت شده

docketed appeal

کلاسه تجدیدنظر ثبت شده

docketed order

دستور ثبت شده

docketed hearing

جلسه شنود ثبت شده

docketed filing

ثبت پرونده

docketed document

سند ثبت شده

docketed schedule

برنامه ثبت شده

docketed record

ثبت سابقه

docketed notice

اطلاع ثبت شده

جملات نمونه

the case was docketed for trial next month.

پرونده برای رسیدگی در ماه آینده ثبت شد.

all motions must be docketed before the hearing.

تمامی درخواست‌ها باید قبل از جلسه دادرسی ثبت شوند.

the judge docketed the appeal for review.

قاضی درخواست تجدیدنظر را برای بررسی ثبت کرد.

ensure that all documents are properly docketed.

اطمینان حاصل کنید که تمام اسناد به درستی ثبت شده‌اند.

the attorney docketed the new cases this morning.

وکیل دعاوی جدید را امروز صبح ثبت کرد.

she checked to see if her motion was docketed.

او بررسی کرد تا ببیند آیا درخواست او ثبت شده است یا خیر.

the court docketed several high-profile cases.

دادگاه چندین پرونده مهم را ثبت کرد.

after review, the complaint was docketed for further action.

پس از بررسی، دادخواست برای اقدام بیشتر ثبت شد.

he was pleased to see his case finally docketed.

او از اینکه پرونده او بالاخره ثبت شده بود خوشحال بود.

the clerk docketed the filings promptly.

کارمند پرونده‌ها را به سرعت ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید