dogie

[ایالات متحده]/ˈdəʊɡi/
[بریتانیا]/ˈdoʊɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوساله گم شده، به ویژه گوساله‌ای که مادرش را گم کرده است؛ گوساله گم شده، به ویژه گوساله‌ای که مادرش را گم کرده است
Word Forms
جمعdogies

عبارات و ترکیب‌ها

dogie day

روز داگی

dogie style

سبک داگی

dogie treat

خوراکی داگی

dogie park

پارک داگی

dogie friend

دوست داگی

dogie play

بازی داگی

dogie lover

عاشق داگی

dogie owner

صاحب داگی

dogie show

نمایش داگی

dogie rescue

نجات داگی

جملات نمونه

the dogie ran across the field happily.

سگ کوچولو با خوشحالی از وسط زمین دوید.

she adopted a dogie from the shelter.

او یک سگ کوچولو از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

the dogie wagged its tail eagerly.

سگ کوچولو با اشتیاق دم خود را تکان داد.

he trained the dogie to fetch the ball.

او سگ کوچولو را آموزش داد تا توپ را بیاورد.

the dogie barked at the stranger.

سگ کوچولو به غریبه پارس کرد.

they took their dogie for a walk in the park.

آنها سگ کوچولویشان را برای قدم زدن به پارک بردند.

the dogie is always by my side.

سگ کوچولو همیشه کنار من است.

she loves to play with her dogie every day.

او عاشق بازی کردن با سگ کوچولوش هر روز است.

he bought new toys for his dogie.

او اسباب بازی های جدیدی برای سگ کوچولوش خرید.

the dogie curled up on the couch.

سگ کوچولو روی مبل جمع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید