dollop

[ایالات متحده]/'dɒləp/
[بریتانیا]/'dɑləp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار یا قسمت کوچک
vt. به طور ضخیم پخش کردن یا پوشاندن
vi. به طور ناگهانی نشستن

جملات نمونه

a dollop of whiskey.

یک قاشق کوچک ویسکی

a dollop of soda water

یک قاشق کوچک آب گازدار

a dollop of ice cream.

یک قاشق کوچک بستنی

not a dollop of truth to the story.

هیچ ذره‌ای حقیقت در داستان وجود نداشت.

great dollops of cream.

مقادیر زیادی خامه

a dollop of romance here and there.

یک قاشق کوچک رمانتیک در اینجا و آنجا

he stopped him from dolloping cream into his coffee.

او از او خواست که از ریختن خامه در قهوه‌اش خودداری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید