donging

[ایالات متحده]/dɒŋɪŋ/
[بریتانیا]/dɔːŋɪŋ/

ترجمه

n. واحد پول در ویتنام؛ یک نام خانوادگی؛ دنگ (ماندارین)
vt. ضربه زدن؛ زدن
vi. صدای زنگ مانند تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

donging around

در حال گشت و گذار

donging out

بیرون رفتن

donging off

خاموش کردن

donging up

رو به بالا رفتن

donging in

وارد شدن

donging it

انجام دادن آن

donging down

پایین رفتن

donging away

دور رفتن

donging back

برگشتن

donging together

با هم بودن

جملات نمونه

she was donging around the park with her friends.

او با دوستانش در حال گشت و گذار در پارک بود.

he loves donging in the city during weekends.

او عاشق گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها است.

we spent the day donging at the beach.

ما یک روز را در حال گشت و گذار در ساحل گذراندیم.

they were donging through the market, looking for bargains.

آنها در حال گشت و گذار در بازار بودند و به دنبال معاملات بودند.

donging around the neighborhood is a great way to explore.

گشت و گذار در محله راهی عالی برای کشف است.

he enjoys donging around the local coffee shops.

او از گشت و گذار در کافه های محلی لذت می برد.

we were donging along the river, enjoying the view.

ما در امتداد رودخانه در حال گشت و گذار بودیم و از منظره لذت می بردیم.

she often spends her afternoons donging with her dog.

او اغلب بعد از ظهرها را با سگش در حال گشت و گذار می گذراند.

donging around the city can lead to unexpected discoveries.

گشت و گذار در شهر می تواند منجر به کشف های غیرمنتظره شود.

after lunch, they decided to go donging in the park.

بعد از ناهار، آنها تصمیم گرفتند به گشت و گذار در پارک بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید