donging around
در حال گشت و گذار
donging out
بیرون رفتن
donging off
خاموش کردن
donging up
رو به بالا رفتن
donging in
وارد شدن
donging it
انجام دادن آن
donging down
پایین رفتن
donging away
دور رفتن
donging back
برگشتن
donging together
با هم بودن
she was donging around the park with her friends.
او با دوستانش در حال گشت و گذار در پارک بود.
he loves donging in the city during weekends.
او عاشق گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها است.
we spent the day donging at the beach.
ما یک روز را در حال گشت و گذار در ساحل گذراندیم.
they were donging through the market, looking for bargains.
آنها در حال گشت و گذار در بازار بودند و به دنبال معاملات بودند.
donging around the neighborhood is a great way to explore.
گشت و گذار در محله راهی عالی برای کشف است.
he enjoys donging around the local coffee shops.
او از گشت و گذار در کافه های محلی لذت می برد.
we were donging along the river, enjoying the view.
ما در امتداد رودخانه در حال گشت و گذار بودیم و از منظره لذت می بردیم.
she often spends her afternoons donging with her dog.
او اغلب بعد از ظهرها را با سگش در حال گشت و گذار می گذراند.
donging around the city can lead to unexpected discoveries.
گشت و گذار در شهر می تواند منجر به کشف های غیرمنتظره شود.
after lunch, they decided to go donging in the park.
بعد از ناهار، آنها تصمیم گرفتند به گشت و گذار در پارک بروند.
donging around
در حال گشت و گذار
donging out
بیرون رفتن
donging off
خاموش کردن
donging up
رو به بالا رفتن
donging in
وارد شدن
donging it
انجام دادن آن
donging down
پایین رفتن
donging away
دور رفتن
donging back
برگشتن
donging together
با هم بودن
she was donging around the park with her friends.
او با دوستانش در حال گشت و گذار در پارک بود.
he loves donging in the city during weekends.
او عاشق گشت و گذار در شهر در آخر هفته ها است.
we spent the day donging at the beach.
ما یک روز را در حال گشت و گذار در ساحل گذراندیم.
they were donging through the market, looking for bargains.
آنها در حال گشت و گذار در بازار بودند و به دنبال معاملات بودند.
donging around the neighborhood is a great way to explore.
گشت و گذار در محله راهی عالی برای کشف است.
he enjoys donging around the local coffee shops.
او از گشت و گذار در کافه های محلی لذت می برد.
we were donging along the river, enjoying the view.
ما در امتداد رودخانه در حال گشت و گذار بودیم و از منظره لذت می بردیم.
she often spends her afternoons donging with her dog.
او اغلب بعد از ظهرها را با سگش در حال گشت و گذار می گذراند.
donging around the city can lead to unexpected discoveries.
گشت و گذار در شهر می تواند منجر به کشف های غیرمنتظره شود.
after lunch, they decided to go donging in the park.
بعد از ناهار، آنها تصمیم گرفتند به گشت و گذار در پارک بروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید