big dongs
دنگهای بزرگ
little dongs
دنگهای کوچک
funny dongs
دنگهای خندهدار
colorful dongs
دنگهای رنگارنگ
shiny dongs
دنگهای براق
cute dongs
دنگهای دوستداشتنی
silly dongs
دنگهای احمقانه
happy dongs
دنگهای شاد
giant dongs
دنگهای غولپیکر
mysterious dongs
دنگهای مرموز
he often dongs the bell to signal the start of the meeting.
او اغلب زنگ را میکوبد تا شروع جلسه را اعلام کند.
the children love to play with the dongs they made from clay.
کودکان عاشق بازی با دنگهایی هستند که از خاک رس درست کردهاند.
she dongs her keys together to make a cheerful sound.
او کلیدهایش را به هم میکوبد تا صدایی شاداب ایجاد کند.
during the festival, they dongs the drums to celebrate.
در طول جشنواره، آنها دفها را میکوبند تا جشن بگیرند.
he dongs the doorbell to let them know he has arrived.
او زنگ در را میکوبد تا به آنها اطلاع دهد که رسیده است.
the musician dongs the cymbals at the climax of the song.
موسیقیدان سنجها را در اوج آهنگ میکوبد.
she dongs her watch to remind herself of the time.
او ساعت مچی خود را میکوبد تا به خود یادآوری کند چه ساعتی است.
they dongs the metal rods to test their strength.
آنها میلههای فلزی را میکوبند تا استحکام آنها را آزمایش کنند.
as he dongs the piano keys, a beautiful melody fills the room.
همانطور که او کلیدهای پیانو را میکوبد، یک ملودی زیبا اتاق را پر میکند.
the teacher dongs the chalkboard to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان، تخته سیاه را میکوبد.
big dongs
دنگهای بزرگ
little dongs
دنگهای کوچک
funny dongs
دنگهای خندهدار
colorful dongs
دنگهای رنگارنگ
shiny dongs
دنگهای براق
cute dongs
دنگهای دوستداشتنی
silly dongs
دنگهای احمقانه
happy dongs
دنگهای شاد
giant dongs
دنگهای غولپیکر
mysterious dongs
دنگهای مرموز
he often dongs the bell to signal the start of the meeting.
او اغلب زنگ را میکوبد تا شروع جلسه را اعلام کند.
the children love to play with the dongs they made from clay.
کودکان عاشق بازی با دنگهایی هستند که از خاک رس درست کردهاند.
she dongs her keys together to make a cheerful sound.
او کلیدهایش را به هم میکوبد تا صدایی شاداب ایجاد کند.
during the festival, they dongs the drums to celebrate.
در طول جشنواره، آنها دفها را میکوبند تا جشن بگیرند.
he dongs the doorbell to let them know he has arrived.
او زنگ در را میکوبد تا به آنها اطلاع دهد که رسیده است.
the musician dongs the cymbals at the climax of the song.
موسیقیدان سنجها را در اوج آهنگ میکوبد.
she dongs her watch to remind herself of the time.
او ساعت مچی خود را میکوبد تا به خود یادآوری کند چه ساعتی است.
they dongs the metal rods to test their strength.
آنها میلههای فلزی را میکوبند تا استحکام آنها را آزمایش کنند.
as he dongs the piano keys, a beautiful melody fills the room.
همانطور که او کلیدهای پیانو را میکوبد، یک ملودی زیبا اتاق را پر میکند.
the teacher dongs the chalkboard to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان، تخته سیاه را میکوبد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید