young donzels
دوزنلهای جوان
the donzels
دوزنلها
donzel knights
نیروی دوزنل
brave donzels
دوزنلهای شجاع
donzel's quest
مأموریت دوزنل
donzels gather
جمع شدن دوزنلها
three donzels
سه دوزنل
noble donzels
دوزنلهای نیکنام
donzels ride
دوزنلها رانندگی میکنند
fair donzels
دوزنلهای عادلانه
the young donzels served the knights faithfully.
دوزنهای جوان بهطور وفادار به ریزمنها خدمت میکردند.
several donzels gathered in the courtyard.
چند دوزن در دالان جمع شدند.
the king addressed the brave donzels.
پادشاه به دوزنهای شجاع سخن گفت.
these donzels trained daily with their swords.
این دوزنها هر روز با سیفهایشان تمرین میکردند.
the donzels wore simple tunics.
دوزنها کتهای سادهای پوشیدند.
many donzels dreamed of becoming knights.
بسیاری از دوزنها رویای خود را به ریزمنشدن داشتند.
the experienced knight taught the donzels.
ریزمن تجربهدار به دوزنها آموزش داد.
the donzels waited for their lord's command.
دوزنها منتظر فرمان پادشاهشان بودند.
strong donzels guarded the castle gates.
دوزنهای قوی دربهای قلعه را دفاع میکردند.
the donzels showed great courage in battle.
دوزنها در جنگ شجاعت زیادی نشان دادند.
young donzels often assisted the nobles.
دوزنهای جوان اغلب به اشراف کمک میکردند.
the old donzel remembered his youth.
دوزن باسن پیر یاد جوانیاش را گرامی میداشت.
young donzels
دوزنلهای جوان
the donzels
دوزنلها
donzel knights
نیروی دوزنل
brave donzels
دوزنلهای شجاع
donzel's quest
مأموریت دوزنل
donzels gather
جمع شدن دوزنلها
three donzels
سه دوزنل
noble donzels
دوزنلهای نیکنام
donzels ride
دوزنلها رانندگی میکنند
fair donzels
دوزنلهای عادلانه
the young donzels served the knights faithfully.
دوزنهای جوان بهطور وفادار به ریزمنها خدمت میکردند.
several donzels gathered in the courtyard.
چند دوزن در دالان جمع شدند.
the king addressed the brave donzels.
پادشاه به دوزنهای شجاع سخن گفت.
these donzels trained daily with their swords.
این دوزنها هر روز با سیفهایشان تمرین میکردند.
the donzels wore simple tunics.
دوزنها کتهای سادهای پوشیدند.
many donzels dreamed of becoming knights.
بسیاری از دوزنها رویای خود را به ریزمنشدن داشتند.
the experienced knight taught the donzels.
ریزمن تجربهدار به دوزنها آموزش داد.
the donzels waited for their lord's command.
دوزنها منتظر فرمان پادشاهشان بودند.
strong donzels guarded the castle gates.
دوزنهای قوی دربهای قلعه را دفاع میکردند.
the donzels showed great courage in battle.
دوزنها در جنگ شجاعت زیادی نشان دادند.
young donzels often assisted the nobles.
دوزنهای جوان اغلب به اشراف کمک میکردند.
the old donzel remembered his youth.
دوزن باسن پیر یاد جوانیاش را گرامی میداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید