squire

[ایالات متحده]/skwaɪə/
[بریتانیا]/'skwaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالک زمین؛ فرد روستایی

عبارات و ترکیب‌ها

knight's squire

نوعد خان

young squire

ندیم جوان

جملات نمونه

the squire of Radbourne Hall.

خانه‌ی ارباب رادبورن

the squire's country seat.

محل نشست ارباب در روستا

she was squired around Rome by a reporter.

او توسط یک خبرنگار در رم گشت و گذار کرد.

the country squires dreaded the exposition of their rustic conversation.

اشراف‌زاده‌های روستایی از آشکار شدن مکالمه روستایی‌شان می‌ترسیدند.

Solicitors for the squire handled the sale of his extensive lands.

وکلای ارباب مسئول فروش زمین‌های وسیع او بودند.

All bumbling conjurers, clumsy squires, no-talent bards, and cowardly thieves in the land will be pre-emotively put to death.

تمام شعبده‌بازان نامطمئن، اشراف دست و پا چلفتی، شاعران بی‌استعداد و دزدان ترسو در این سرزمین، پیش از انجام جرم اعدام خواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید