doohickey

[ایالات متحده]/ˈduːhɪki/
[بریتانیا]/ˈduːhɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه یا گجت کوچک؛ یک ترفند یا وسیله استفاده شده برای دستیابی به چیزی؛ یک دستگاه یا ابزار مکانیکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

this doohickey

این وسیله

that doohickey

آن وسیله

cool doohickey

وسیله خنک

handy doohickey

وسیله جادار

little doohickey

وسیله کوچک

new doohickey

وسیله جدید

strange doohickey

وسیله عجیب

old doohickey

وسیله قدیمی

big doohickey

وسیله بزرگ

random doohickey

وسیله تصادفی

جملات نمونه

i can't figure out how to use this doohickey.

من نمی‌توانم بفهمم چگونه از این وسیله استفاده کنم.

can you pass me that doohickey over there?

می‌توانی آن وسیله را آنجا به من بدهی؟

this doohickey is supposed to make my life easier.

این وسیله قرار است زندگی من را آسان‌تر کند.

what is that doohickey on your desk?

آن وسیله‌ای که روی میزت است چیست؟

he invented a new doohickey for cooking.

او یک وسیله جدید برای آشپزی اختراع کرد.

she always brings a doohickey for every occasion.

او همیشه برای هر مناسبتی یک وسیله با خود می‌آورد.

this doohickey can help you fix your car.

این وسیله می‌تواند به شما در تعمیر ماشینتان کمک کند.

i need a doohickey to open this bottle.

من به یک وسیله برای باز کردن این بطری نیاز دارم.

he keeps a doohickey in his toolbox for emergencies.

او یک وسیله را در جعبه ابزارش برای مواقع اضطراری نگه می‌دارد.

do you know how to operate this doohickey?

آیا می‌دانید چگونه این وسیله را کار کنید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید