dormancies

[ایالات متحده]/dɔːˈmæn.siz/
[بریتانیا]/dɔːrˈmæn.siz/

ترجمه

n. حالت خوابیده بودن؛ دوره‌های inactivity یا استراحت

عبارات و ترکیب‌ها

dormancies period

دوره تعلیق

dormancies state

وضعیت تعلیق

dormancies phase

فاز تعلیق

dormancies cycle

چرخه تعلیق

dormancies effect

اثر تعلیق

dormancies behavior

رفتار تعلیق

dormancies response

پاسخ تعلیق

dormancies strategy

استراتژی تعلیق

dormancies mechanism

مکانیزم تعلیق

dormancies management

مدیریت تعلیق

جملات نمونه

many plants exhibit dormancies during winter.

بسیاری از گیاهان در طول زمستان دچار خواب آلودگی می شوند.

dormancies can affect the growth cycle of crops.

خواب آلودگی می تواند بر چرخه رشد محصولات تأثیر بگذارد.

understanding dormancies is crucial for horticulturists.

درک خواب آلودگی برای متخصصان باغبانی بسیار مهم است.

some seeds require specific conditions to break dormancies.

برخی از دانه‌ها برای شکستن خواب آلودگی به شرایط خاصی نیاز دارند.

researchers study dormancies to improve agricultural yields.

محققان خواب آلودگی را برای بهبود عملکرد کشاورزی مطالعه می کنند.

dormancies in animals can help them survive harsh climates.

خواب آلودگی در حیوانات می تواند به آنها کمک کند تا در برابر آب و هوای سخت زنده بمانند.

some species have evolved unique strategies to manage dormancies.

برخی از گونه ها استراتژی های منحصر به فردی برای مدیریت خواب آلودگی تکامل یافته اند.

temperature fluctuations can influence the duration of dormancies.

تغییرات دما می تواند بر مدت زمان خواب آلودگی تأثیر بگذارد.

gardeners must recognize signs of dormancies in their plants.

باغبانی ها باید علائم خواب آلودگی را در گیاهان خود تشخیص دهند.

breaking dormancies is essential for seed germination.

شکستن خواب آلودگی برای جوانه‌زنی بذر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید