daily doses
دوزهای روزانه
double doses
دوزهای دو برابر
increased doses
دوزهای افزایش یافته
taking doses
دریافت دوزها
high doses
دوزهای بالا
regular doses
دوزهای معمول
missed doses
دوزهای گم شده
smaller doses
دوزهای کوچکتر
initial doses
دوزهای اولیه
adjusting doses
تنظیم دوزها
the doctor prescribed two doses of antibiotics daily.
دکتر دو دوز آنتی بیوتیک را به طور روزانه نسخه داد.
he increased the doses of his medication after breakfast.
او پس از صبحانه دوز داروی خود را افزایش داد.
regular doses of vitamin c can boost your immune system.
مصرف منظم ویتامین سی می تواند سیستم ایمنی شما را تقویت کند.
careful monitoring is needed when adjusting medication doses.
هنگام تنظیم دوز دارو نیاز به نظارت دقیق وجود دارد.
the child required smaller doses due to their weight.
به دلیل وزن کودک، دوز کمتری نیاز بود.
follow the recommended doses outlined in the leaflet.
از دوزهای توصیه شده که در برگه راهنمای دارو آمده است، پیروی کنید.
missed doses can affect the treatment's effectiveness.
خوردن دوزهای گم شده می تواند اثر درمان را کاهش دهد.
the vaccine requires multiple doses over several weeks.
این واکسن نیاز به چند دوز در طول چند هفته دارد.
higher doses may cause unpleasant side effects.
دوزهای بالاتر ممکن است عوارض ناخوشایندی ایجاد کنند.
we need to calculate the correct doses per kilogram.
ما باید دوز درست را بر حسب کیلوگرم محاسبه کنیم.
the patient received booster doses every six months.
بیمار هر شش ماه یک دوز تقویت کننده دریافت کرد.
daily doses
دوزهای روزانه
double doses
دوزهای دو برابر
increased doses
دوزهای افزایش یافته
taking doses
دریافت دوزها
high doses
دوزهای بالا
regular doses
دوزهای معمول
missed doses
دوزهای گم شده
smaller doses
دوزهای کوچکتر
initial doses
دوزهای اولیه
adjusting doses
تنظیم دوزها
the doctor prescribed two doses of antibiotics daily.
دکتر دو دوز آنتی بیوتیک را به طور روزانه نسخه داد.
he increased the doses of his medication after breakfast.
او پس از صبحانه دوز داروی خود را افزایش داد.
regular doses of vitamin c can boost your immune system.
مصرف منظم ویتامین سی می تواند سیستم ایمنی شما را تقویت کند.
careful monitoring is needed when adjusting medication doses.
هنگام تنظیم دوز دارو نیاز به نظارت دقیق وجود دارد.
the child required smaller doses due to their weight.
به دلیل وزن کودک، دوز کمتری نیاز بود.
follow the recommended doses outlined in the leaflet.
از دوزهای توصیه شده که در برگه راهنمای دارو آمده است، پیروی کنید.
missed doses can affect the treatment's effectiveness.
خوردن دوزهای گم شده می تواند اثر درمان را کاهش دهد.
the vaccine requires multiple doses over several weeks.
این واکسن نیاز به چند دوز در طول چند هفته دارد.
higher doses may cause unpleasant side effects.
دوزهای بالاتر ممکن است عوارض ناخوشایندی ایجاد کنند.
we need to calculate the correct doses per kilogram.
ما باید دوز درست را بر حسب کیلوگرم محاسبه کنیم.
the patient received booster doses every six months.
بیمار هر شش ماه یک دوز تقویت کننده دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید