dossier

[ایالات متحده]/ˈdɒsieɪ/
[بریتانیا]/ˈdɔːsieɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فایل، رکورد
Word Forms
جمعdossiers

عبارات و ترکیب‌ها

confidential dossier

سند محرمانه

personal dossier

سند شخصی

file a dossier

ثبت یک سند

review the dossier

بررسی سند

جملات نمونه

a dossier of complaints.

مجموعه‌ای از شکایات

we have a dossier on him.

ما یک سابقه در مورد او داریم.

a complete dossier on an individual

یک سابقه کامل در مورد یک فرد

We have a hefty dossier on his exploits in the war.

ما یک سابقه سنگین در مورد کارهای او در جنگ داریم.

The detective compiled a dossier on the suspect.

مامور پلیس یک سابقه در مورد مظنون جمع آوری کرد.

The government is reviewing the classified dossier.

دولت در حال بررسی سابقه طبقه بندی شده است.

The dossier contains sensitive information.

سابقه حاوی اطلاعات حساس است.

She handed in her dossier for the job application.

او سابقه خود را برای درخواست شغل ارائه کرد.

The dossier was filled with evidence.

سابقه پر از مدارک بود.

The dossier revealed shocking details.

سابقه جزئیات تکان دهنده ای را نشان داد.

He requested access to the confidential dossier.

او درخواست دسترسی به سابقه محرمانه کرد.

The dossier provided insight into the company's operations.

سابقه بینشی در مورد عملیات شرکت ارائه داد.

The dossier was carefully organized.

سابقه به دقت سازماندهی شده بود.

The dossier is missing some crucial information.

سابقه فاقد برخی اطلاعات حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید