dote

[ایالات متحده]/dəʊt/
[بریتانیا]/doʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نشان دادن عشق یا علاقه‌ی زیاد؛ احمق یا ضعیف‌العقل بودن
vt. نشان دادن عشق یا علاقه‌ی زیاد به
Word Forms
قسمت سوم فعلdoted
زمان گذشتهdoted
صفت یا فعل حال استمراریdoting
شکل سوم شخص مفردdotes
جمعdotes

عبارات و ترکیب‌ها

dote on

نقطه روی

dote over

نقطه بالای

جملات نمونه

They dote on their daughter.

آنها به شدت به دخترشان علاقه دارند.

she doted on her two young children.

او به شدت به دو فرزند کوچک خود علاقه داشت.

She dotes on her youngest son.

او به شدت به پسر جوان ترش علاقه دارد.

He was doted on by his sisters.

خواهرانش به او علاقه داشتند.

He dotes on his grandchildren and indulges their every whim.

او به نوه هایش علاقه دارد و به هر هوس آنها تن می دهد.

Every one of the quintuplets are their darlings ,but the mother especially dotes on the youngest.

همه پنج قلوها مورد علاقه آنها هستند، اما مادر به ویژه به جوانترین علاقه دارد.

parents who dote on their only child.See Synonyms at like 1

والدینی که به تنها فرزندشان علاقه دارند. به مترادف ها در like 1 مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

Teachers dote on you. Other students ask for your help.

معلمین به شما توجه ویژه‌ای دارند. سایر دانش‌آموزان هم از شما کمک می‌خواهند.

منبع: Black Swan Selection

After he was born, she doted on his every move.

بعد از تولدش، او به هر حرکتی که انجام می‌داد توجه ویژه‌ای داشت.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

Every one of the quintuplets are their darlings, but the mother especially dotes on the youngest.

هر یک از پنج قلوها مورد علاقه آنها هستند، اما مادر به ویژه به جوان‌ترین آنها توجه ویژه‌ای دارد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

With her mother's doting attention now being shared, Helen became intensely jealous.

با توجه ویژه مادرش که اکنون تقسیم می‌شد، هلن به شدت حسودی کرد.

منبع: Women Who Changed the World

But they dote and swoon and fawn on a lady who's withdrawn.

اما آنها توجه ویژه‌ای به او دارند و شیفته و دلباخته او هستند، در حالی که او منزوی است.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

A doting father, he had a gift for friendship and extraordinary reserves of patience and discipline.

او پدری مهربان بود که استعداد دوستی و ذخایر فوق العاده صبر و انضباط داشت.

منبع: The Economist (Summary)

And most important, will my nephew still remember his doting uncle when his uncle comes to visit soon?

و مهمتر از همه، آیا پسرم هنوز یاد خواهد داشت که داماد مهربانش چه زمانی که داماد به زودی به دیدن او می‌آید؟

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

But I dote on her. If they send her to some horrid orphanage, I'd never forgive myself.

اما من به او توجه ویژه‌ای دارم. اگر آنها او را به یک یتیم‌خانه وحشتناک بفرستند، هرگز خودم را نمی‌بخشم.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

Her mother Kate, just 23 years old, was a pampered Southern belle who doted on her first child.

مادرش کیت، تنها 23 ساله، یک زن جوان جنوبی ناز و لوس بود که به فرزند اول خود توجه ویژه‌ای داشت.

منبع: Women Who Changed the World

Doting on her at both sides are the figures the painting is named after — las meninas, the ladies-in-waiting.

تصاویر موجود در هر دو طرف که نقاشی به نام آنهاست - لاس میناس، زنان در انتظار - به او توجه ویژه دارند.

منبع: Encyclopædia Britannica

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید