doubtfuls

[ایالات متحده]/ˈdaʊt.fəlz/
[بریتانیا]/ˈdaʊt.fəlz/

ترجمه

adj. غیرمحتمل، نامشخص؛ قابل سوال، ایجاد کننده شک؛ مشکوک، نامطمئن؛ نامعین، حل نشده؛ مبهم، نامشخص؛ قابل سوال از نظر شهرت یا ارزش؛ مردد، نشان دهنده شک؛ مربوط به، خطرناک (قدیمی)

عبارات و ترکیب‌ها

doubtfuls ahead

چالش‌های پیش رو

doubtfuls arise

چالش‌ها پدیدار می‌شوند

doubtfuls remain

چالش‌ها باقی می‌مانند

doubtfuls persist

چالش‌ها ادامه می‌یابند

doubtfuls increase

چالش‌ها افزایش می‌یابند

doubtfuls confirmed

چالش‌ها تایید شدند

doubtfuls considered

چالش‌ها در نظر گرفته شدند

doubtfuls expressed

چالش‌ها بیان شدند

doubtfuls discussed

چالش‌ها مورد بحث قرار گرفتند

doubtfuls evaluated

چالش‌ها ارزیابی شدند

جملات نمونه

there are many doubtfuls surrounding the case.

اطراف پرونده ابهامات زیادی وجود دارد.

his doubtfuls were addressed in the meeting.

ابهامات او در جلسه مورد رسیدگی قرار گرفت.

they expressed their doubtfuls regarding the project.

آنها ابهامات خود را در مورد پروژه بیان کردند.

her doubtfuls were validated by the outcomes.

نتایج، ابهامات او را تایید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید