dovetails

[ایالات متحده]/ˈdʌv.teɪlz/
[بریتانیا]/ˈdʌv.teɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصالات لوزی شکل

عبارات و ترکیب‌ها

dovetails nicely

به خوبی با هم منطبق می‌شوند

dovetails perfectly

به طور کامل با هم منطبق می‌شوند

dovetails well

به خوبی با هم منطبق می‌شوند

dovetails with goals

با اهداف همخوانی دارد

dovetails with plans

با برنامه‌ها همخوانی دارد

dovetails into strategy

در استراتژی ادغام می‌شود

dovetails with vision

با چشم‌انداز همخوانی دارد

dovetails in design

در طراحی با هم منطبق می‌شود

dovetails with ideas

با ایده‌ها همخوانی دارد

dovetails in function

در عملکرد با هم منطبق می‌شود

جملات نمونه

the new policy dovetails with our company's mission.

سیاست جدید با مأموریت شرکت ما همخوانی دارد.

her schedule dovetails nicely with my availability.

برنامه او به خوبی با در دسترس بودن من همخوانی دارد.

the design dovetails with the latest trends.

طراحی با آخرین روندها همخوانی دارد.

the project dovetails with our sustainability goals.

این پروژه با اهداف پایداری ما همخوانی دارد.

the two departments dovetail in their efforts to improve efficiency.

دو بخش در تلاش برای بهبود کارایی با یکدیگر همخوانی دارند.

her skills dovetail perfectly with the team's needs.

مهارت‌های او به طور کامل با نیازهای تیم مطابقت دارد.

the curriculum dovetails with the state educational standards.

برنامه درسی با استانداردهای آموزشی ایالتی مطابقت دارد.

his ideas dovetail with the current market demands.

ایده‌های او با تقاضای فعلی بازار مطابقت دارد.

the timeline dovetails with the project deadlines.

جدول زمانی با مهلت‌های پروژه مطابقت دارد.

the new software dovetails with existing systems.

نرم افزار جدید با سیستم های موجود مطابقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید