interlocks

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈlɒks/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈlɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های قفل شونده

عبارات و ترکیب‌ها

interlocks system

سیستم قفل

interlocks mechanism

مکانیزم قفل

interlocks design

طراحی قفل

interlocks feature

ویژگی قفل

interlocks safety

ایمنی قفل

interlocks control

کنترل قفل

interlocks device

دستگاه قفل

interlocks application

کاربرد قفل

interlocks technology

فناوری قفل

interlocks standards

استانداردهای قفل

جملات نمونه

the two gears interlock perfectly.

دو چرخ دنده به طور کامل با هم قفل می‌شوند.

her fingers interlock as she thinks.

در حالی که فکر می‌کند، انگشتانش با هم قفل می‌شوند.

the puzzle pieces interlock to form a picture.

قطعات پازل برای ایجاد یک تصویر با هم قفل می‌شوند.

they interlock their arms while walking.

در حالی که راه می‌روند، دست‌هایشان را به هم قفل می‌کنند.

the chains interlock to create a strong bond.

زنجیرها برای ایجاد یک پیوند قوی با هم قفل می‌شوند.

interlocking rings symbolize unity.

حلقه‌های قفل‌دار نماد وحدت هستند.

the interlocks ensure a secure fit.

قفل‌ها از تناسب ایمن اطمینان حاصل می‌کنند.

his ideas interlock with her vision.

ایده‌های او با دیدگاه او همخلاصه می‌شوند.

the interlocking tiles create a beautiful pattern.

کاشی‌های قفل‌دار یک الگوی زیبا ایجاد می‌کنند.

the interlocks in the design enhance its strength.

قفل‌ها در طراحی باعث افزایش استحکام آن می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید