dower

[ایالات متحده]/'daʊə/
[بریتانیا]/ˈdaʊɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهریه، هدیه، دارایی به ارث رسیده از شوهر متوفی

vt. اعطا کردن دارایی، اعطا کردن مهریه
Word Forms
قسمت سوم فعلdowered
صفت یا فعل حال استمراریdowering
زمان گذشتهdowered
شکل سوم شخص مفردdowers
جمعdowers

عبارات و ترکیب‌ها

widow's dower

متأهل‌المرده

dower rights

حقوق مهریه

جملات نمونه

Philippa brought him her handsome dower settlement from the Warwick estates.

فیلیپا او را با بخششه‌ای زیبا از املاک وارویک آورد.

to endow with a dower

با مهر به اهدای چیزی

to claim a dower

ادعای مهر

نمونه‌های واقعی

That result obtained, I shall leave monsieur to lay by as much as he likes for Madeleine, though the king will of course dower her, according to custom.

با توجه به این نتیجه، اجازه می‌دهم آقای مونسیو همان‌قدر که دوست دارد برای مادلین ذخیره کند، اگرچه پادشاه طبق معمول به او مهر خواهد داد.

منبع: Lily of the Valley (Part 1)

The judicious parent, having nothing to bestow or withhold but his blessing, had handsomely settled that dower upon them after a short struggle, and had informed Mr. Pocket that his wife was " a treasure for a Prince" .

والد نمونه، که چیزی برای بخشیدن یا پس گرفتن نداشت جز برکت خود، با تلاش کوتاهی، آن مقدار را به آنها پرداخت کرد و به آقای پاکت اطلاع داد که همسرش «گنجی برای یک شاهزاده» است.

منبع: Great Expectations (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید