doweries

[ایالات متحده]/ˈdaʊəriz/
[بریتانیا]/ˈdaʊəriz/

ترجمه

n. مالی یا دارایی که عروس در هنگام ازدواج به شوهرش می‌آورد؛ ویژگی‌ها یا استعدادهای طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

doweries exchange

جایگزینی مهریه

doweries agreement

توافقنامه مهریه

doweries negotiation

مذاکره مهریه

doweries tradition

رسوم مهریه

doweries value

ارزش مهریه

doweries payment

پرداخت مهریه

doweries customs

عادات مهریه

doweries laws

قوانین مهریه

doweries rights

حقوق مهریه

doweries history

تاریخچه مهریه

جملات نمونه

in some cultures, doweries are considered essential for marriage.

در برخی فرهنگ‌ها، جهاز عقدی برای ازدواج ضروری تلقی می‌شود.

she received generous doweries from her family.

او جهاز عقدی سخاوتمندانه از خانواده‌اش دریافت کرد.

the tradition of doweries varies greatly around the world.

رسوم جهاز عقدی در سراسر جهان بسیار متفاوت است.

many families save for doweries for their daughters.

خانواده‌های زیادی برای جهاز عقدی دخترانشان پس‌انداز می‌کنند.

he was proud of the doweries he had prepared for his future wife.

او به جهاز عقدی که برای عروس آینده‌اش آماده کرده بود، افتخار می‌کرد.

some believe that doweries can strengthen family ties.

برخی معتقدند که جهاز عقدی می‌تواند پیوندهای خانوادگی را تقویت کند.

negotiating doweries can be a complex process.

مذاکره در مورد جهاز عقدی می‌تواند فرآیندی پیچیده باشد.

in her culture, doweries are a sign of respect and commitment.

در فرهنگ او، جهاز عقدی نشانه‌ای از احترام و تعهد است.

he was unaware of the significance of doweries in their marriage customs.

او از اهمیت جهاز عقدی در رسوم ازدواج آنها بی‌خبر بود.

discussions about doweries often arise during wedding planning.

بحث در مورد جهاز عقدی اغلب در طول برنامه‌ریزی عروسی مطرح می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید