scheduled downtime
زمان توقف برنامهریزیشده
unexpected downtime
زمان توقف غیرمنتظره
system downtime
زمان توقف سیستم
maintenance downtime
زمان توقف تعمیر و نگهداری
downtime period
دوره زمان توقف
downtime analysis
تجزیه و تحلیل زمان توقف
maximized downtime
حداکثر زمان توقف
reduce downtime
کاهش زمان توقف
downtime costs
هزینههای زمان توقف
downtime tracking
ردیابی زمان توقف
during the downtime, we can brainstorm new ideas.
در طول زمان توقف، میتوانیم ایدههای جدیدی را مطرح کنیم.
she used her downtime to learn a new language.
او از زمان توقف خود برای یادگیری یک زبان جدید استفاده کرد.
the system will undergo maintenance during the scheduled downtime.
سیستم در طول زمان توقف برنامه ریزی شده، تحت تعمیرات قرار خواهد گرفت.
we experienced significant downtime last week due to technical issues.
ما هفته گذشته به دلیل مشکلات فنی، زمان توقف قابل توجهی را تجربه کردیم.
make sure to plan for downtime in your project timeline.
مطمئن شوید که زمان توقف را در جدول زمانی پروژه خود برنامه ریزی کنید.
downtime can be a great opportunity for team building activities.
زمان توقف میتواند فرصت خوبی برای فعالیتهای تیمسازی باشد.
we need to minimize downtime to improve overall efficiency.
ما باید زمان توقف را به حداقل برسانیم تا کارایی کلی را بهبود بخشیم.
he took advantage of the downtime to catch up on reading.
او از زمان توقف برای جبران مطالعه استفاده کرد.
downtime can lead to lost revenue if not managed properly.
اگر به درستی مدیریت نشود، زمان توقف میتواند منجر به از دست دادن درآمد شود.
they implemented new strategies to reduce downtime in production.
آنها استراتژیهای جدیدی را برای کاهش زمان توقف در تولید اجرا کردند.
scheduled downtime
زمان توقف برنامهریزیشده
unexpected downtime
زمان توقف غیرمنتظره
system downtime
زمان توقف سیستم
maintenance downtime
زمان توقف تعمیر و نگهداری
downtime period
دوره زمان توقف
downtime analysis
تجزیه و تحلیل زمان توقف
maximized downtime
حداکثر زمان توقف
reduce downtime
کاهش زمان توقف
downtime costs
هزینههای زمان توقف
downtime tracking
ردیابی زمان توقف
during the downtime, we can brainstorm new ideas.
در طول زمان توقف، میتوانیم ایدههای جدیدی را مطرح کنیم.
she used her downtime to learn a new language.
او از زمان توقف خود برای یادگیری یک زبان جدید استفاده کرد.
the system will undergo maintenance during the scheduled downtime.
سیستم در طول زمان توقف برنامه ریزی شده، تحت تعمیرات قرار خواهد گرفت.
we experienced significant downtime last week due to technical issues.
ما هفته گذشته به دلیل مشکلات فنی، زمان توقف قابل توجهی را تجربه کردیم.
make sure to plan for downtime in your project timeline.
مطمئن شوید که زمان توقف را در جدول زمانی پروژه خود برنامه ریزی کنید.
downtime can be a great opportunity for team building activities.
زمان توقف میتواند فرصت خوبی برای فعالیتهای تیمسازی باشد.
we need to minimize downtime to improve overall efficiency.
ما باید زمان توقف را به حداقل برسانیم تا کارایی کلی را بهبود بخشیم.
he took advantage of the downtime to catch up on reading.
او از زمان توقف برای جبران مطالعه استفاده کرد.
downtime can lead to lost revenue if not managed properly.
اگر به درستی مدیریت نشود، زمان توقف میتواند منجر به از دست دادن درآمد شود.
they implemented new strategies to reduce downtime in production.
آنها استراتژیهای جدیدی را برای کاهش زمان توقف در تولید اجرا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید