downwards

[ایالات متحده]/'daʊnwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمتی یا حرکتی که به سمت یک موقعیت پایین‌تر است.

عبارات و ترکیب‌ها

move downwards

حرکت به سمت پایین

look downwards

به سمت پایین نگاه کردن

fall downwards

افتادن به سمت پایین

go downwards

رفتن به سمت پایین

point downwards

نشان دادن به سمت پایین

descend downwards

نزول به سمت پایین

slope downwards

شیب به سمت پایین

جملات نمونه

The water flowed downwards towards the valley.

آب به سمت دره به پایین جریان داشت.

She gazed downwards at her feet while walking.

او در حالی که راه می رفت به پایین به پای خود خیره شد.

The airplane descended downwards towards the runway.

هواپیما به سمت باند به پایین فرود آمد.

He slid downwards on the snowy slope.

او در سراشیبی پوشیده از برف به پایین سر خورد.

The prices have been trending downwards for the past month.

قیمت‌ها در ماه گذشته روند نزولی داشته‌اند.

The elevator moved downwards to the ground floor.

آسانسور به طبقه همکف به پایین حرکت کرد.

The sun was setting downwards in the horizon.

خورشید در افق به پایین در حال غروب بود.

The hiker carefully climbed downwards the steep cliff.

کوهنورد با احتیاط به آرامی از صخره شیب دار پایین آمد.

The temperature drops downwards as winter approaches.

همانطور که زمستان نزدیک می شود، دما به پایین می رسد.

The ball rolled downwards the hill gaining speed.

توپ با سرعت بیشتر به پایین تپه چرخید.

نمونه‌های واقعی

If you aim it downwards, you can jump over obstacles!

اگر آن را به سمت پایین نشانه بگیرید، می توانید از روی موانع بپرید!

منبع: Technology Trends

So, 'swoop' means to 'fly easily, quickly and often downwards'.

بنابراین، 'سووپ' به معنای 'پرواز آسان، سریع و اغلب به سمت پایین' است.

منبع: Learn English by following hot topics.

You have the force of gravity 5 N downwards.

شما نیروی گرانش 5 نیوتن به سمت پایین دارید.

منبع: Khan Academy: Physics

Lenina, meanwhile, had turned her eyes away and was looking perpendicularly downwards at the monorail station.

لنینا، در همین حال، چشمانش را برگرداند و به طور عمود به سمت پایین به ایستگاه مونو ریل نگاه کرد.

منبع: Brave New World

Like Jack, he was floating downwards.

مثل جک، او به سمت پایین شناور بود.

منبع: Bedtime stories for children

The budget deficit is edging downwards.

کسری بودجه در حال کاهش است.

منبع: The Economist (Summary)

You look downwards. You never smile.

شما به سمت پایین نگاه می کنید. شما هرگز لبخند نمی زنید.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 10 First Semester

And whatever the correct number, the trend is downwards.

و مهم نیست که عدد صحیح چه باشد، روند نزولی است.

منبع: 6 Minute English

It looks like I have 49 newtons of force pulling this thing downwards.

به نظر می رسد من 49 نیوتن نیرو دارم که این چیز را به سمت پایین می کشد.

منبع: Khan Academy: Physics

It's used when something moves in a downwards direction.

این زمانی استفاده می شود که چیزی به سمت پایین حرکت می کند.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید