downwarp

[ایالات متحده]/ˈdaʊnwɑːp/
[بریتانیا]/ˈdaʊnˌwɑrp/

ترجمه

v. خم کردن یا منحرف کردن به سمت پایین
n. تغییر شکل یا خمیدگی به سمت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

downwarp zone

منطقه فرورفتگی

downwarp feature

ویژگی فرورفتگی

downwarp structure

ساختار فرورفتگی

downwarp basin

حوضچه فرورفتگی

downwarp area

منطقه فرورفتگی

downwarp model

مدل فرورفتگی

downwarp analysis

تجزیه و تحلیل فرورفتگی

downwarp effect

اثر فرورفتگی

downwarp trend

روند فرورفتگی

downwarp mechanism

مکانیزم فرورفتگی

جملات نمونه

the geological survey revealed a significant downwarp in the region.

گزارش بررسی زمین‌شناسی نشان داد که در این منطقه فرونشست قابل توجهی وجود دارد.

scientists studied the downwarp effects on the local ecosystem.

دانشمندان اثرات فرونشست بر روی اکوسیستم محلی مطالعه کردند.

the downwarp of the land caused several new lakes to form.

فرونشست زمین باعث تشکیل چندین دریاچه جدید شد.

downwarp can affect the stability of buildings in the area.

فرونشست می‌تواند بر پایداری ساختمان‌ها در این منطقه تأثیر بگذارد.

they measured the downwarp using advanced geological tools.

آنها فرونشست را با استفاده از ابزارهای زمین‌شناسی پیشرفته اندازه‌گیری کردند.

the downwarp phenomenon was observed over several decades.

پدیده فرونشست در طول چندین دهه مشاهده شد.

understanding downwarp is crucial for predicting natural disasters.

درک فرونشست برای پیش‌بینی بلایای طبیعی بسیار مهم است.

the researchers published their findings on downwarp in a scientific journal.

محققان یافته‌های خود در مورد فرونشست را در یک مجله علمی منتشر کردند.

downwarp can lead to changes in groundwater flow patterns.

فرونشست می‌تواند منجر به تغییر در الگوهای جریان آب زیرزمینی شود.

they are investigating the causes of the recent downwarp in the valley.

آنها در حال بررسی علل فرونشست اخیر در دره هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید