dowsed

[ایالات متحده]/daʊzd/
[بریتانیا]/daʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی dowse؛ به چیزی آب ریختن؛ خاموش کردن یک نور یا آتش

عبارات و ترکیب‌ها

dowsed in water

آغشته در آب

dowsed with oil

آغشته با روغن

dowsed with light

آغشته با نور

dowsed in flames

آغشته در شعله

dowsed with water

آغشته با آب

dowsed in paint

آغشته در رنگ

dowsed with rain

آغشته با باران

dowsed with wine

آغشته با شراب

dowsed in mud

آغشته در گل

dowsed with perfume

آغشته با عطر

جملات نمونه

he dowsed the flames with a bucket of water.

او شعله‌ها را با یک سطل آب خاموش کرد.

the firefighter dowsed the fire quickly.

آتش‌نشان آتش را به سرعت خاموش کرد.

she dowsed her garden with a hose.

او باغ خود را با یک شلنگ آبیاری کرد.

they dowsed the campfire before leaving.

آنها آتش‌کمپ را قبل از رفتن خاموش کردند.

the rain dowsed the dry soil.

باران خاک خشک را خیس کرد.

he accidentally dowsed himself while washing the car.

او به طور تصادفی در حین شستن ماشین خود خیس شد.

she dowsed the plants every morning.

او هر روز صبح گیاهان را آبیاری می‌کرد.

the gardener dowsed the flowers with care.

باغبانی با دقت گل‌ها را آبیاری کرد.

they dowsed the area to prevent fire hazards.

آنها منطقه را برای جلوگیری از خطرات آتش‌سوزی خیس کردند.

he dowsed the ashes to ensure the fire was out.

او خاکستر را خاموش کرد تا مطمئن شود آتش خاموش شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید