dowsed in water
آغشته در آب
dowsed with oil
آغشته با روغن
dowsed with light
آغشته با نور
dowsed in flames
آغشته در شعله
dowsed with water
آغشته با آب
dowsed in paint
آغشته در رنگ
dowsed with rain
آغشته با باران
dowsed with wine
آغشته با شراب
dowsed in mud
آغشته در گل
dowsed with perfume
آغشته با عطر
he dowsed the flames with a bucket of water.
او شعلهها را با یک سطل آب خاموش کرد.
the firefighter dowsed the fire quickly.
آتشنشان آتش را به سرعت خاموش کرد.
she dowsed her garden with a hose.
او باغ خود را با یک شلنگ آبیاری کرد.
they dowsed the campfire before leaving.
آنها آتشکمپ را قبل از رفتن خاموش کردند.
the rain dowsed the dry soil.
باران خاک خشک را خیس کرد.
he accidentally dowsed himself while washing the car.
او به طور تصادفی در حین شستن ماشین خود خیس شد.
she dowsed the plants every morning.
او هر روز صبح گیاهان را آبیاری میکرد.
the gardener dowsed the flowers with care.
باغبانی با دقت گلها را آبیاری کرد.
they dowsed the area to prevent fire hazards.
آنها منطقه را برای جلوگیری از خطرات آتشسوزی خیس کردند.
he dowsed the ashes to ensure the fire was out.
او خاکستر را خاموش کرد تا مطمئن شود آتش خاموش شده است.
dowsed in water
آغشته در آب
dowsed with oil
آغشته با روغن
dowsed with light
آغشته با نور
dowsed in flames
آغشته در شعله
dowsed with water
آغشته با آب
dowsed in paint
آغشته در رنگ
dowsed with rain
آغشته با باران
dowsed with wine
آغشته با شراب
dowsed in mud
آغشته در گل
dowsed with perfume
آغشته با عطر
he dowsed the flames with a bucket of water.
او شعلهها را با یک سطل آب خاموش کرد.
the firefighter dowsed the fire quickly.
آتشنشان آتش را به سرعت خاموش کرد.
she dowsed her garden with a hose.
او باغ خود را با یک شلنگ آبیاری کرد.
they dowsed the campfire before leaving.
آنها آتشکمپ را قبل از رفتن خاموش کردند.
the rain dowsed the dry soil.
باران خاک خشک را خیس کرد.
he accidentally dowsed himself while washing the car.
او به طور تصادفی در حین شستن ماشین خود خیس شد.
she dowsed the plants every morning.
او هر روز صبح گیاهان را آبیاری میکرد.
the gardener dowsed the flowers with care.
باغبانی با دقت گلها را آبیاری کرد.
they dowsed the area to prevent fire hazards.
آنها منطقه را برای جلوگیری از خطرات آتشسوزی خیس کردند.
he dowsed the ashes to ensure the fire was out.
او خاکستر را خاموش کرد تا مطمئن شود آتش خاموش شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید