gold drachm
دراهم طلا
silver drachm
دراهم نقره
ancient drachm
دراهم باستانی
drachm coin
سکه درهم
drachm value
ارزش درهم
drachm weight
وزن درهم
drachm exchange
تبادلات درهم
drachm notes
یادداشتهای درهم
drachm history
تاریخچه درهم
drachm standard
استاندارد درهم
the ancient greeks used a drachm as their currency.
قدیمیان یونان از دراخما به عنوان ارز خود استفاده می کردند.
he found a drachm while digging in his garden.
او در حالی که در باغ خود کند و کاو می کرد، یک دراخما پیدا کرد.
she paid for the book with a drachm.
او کتاب را با یک دراخما خرید.
the value of a drachm has changed over the centuries.
ارزش یک دراخما در طول قرن ها تغییر کرده است.
in ancient times, a drachm was worth about six obols.
در زمان های قدیم، یک دراخما تقریبا به ارزش شش اوبول بود.
he collected coins, including a rare drachm.
او سکه جمع آوری کرد، از جمله یک دراخمای کمیاب.
many tourists buy drachms as souvenirs.
بسیاری از گردشگران دراخماها را به عنوان سوغاتی می خرند.
she traded her jewelry for a drachm.
او جواهرات خود را با یک دراخما معاوضه کرد.
the museum displayed a collection of ancient drachms.
موزه مجموعه ای از دراخماهای باستانی را به نمایش گذاشت.
understanding the history of the drachm is fascinating.
درک تاریخچه دراخما جذاب است.
gold drachm
دراهم طلا
silver drachm
دراهم نقره
ancient drachm
دراهم باستانی
drachm coin
سکه درهم
drachm value
ارزش درهم
drachm weight
وزن درهم
drachm exchange
تبادلات درهم
drachm notes
یادداشتهای درهم
drachm history
تاریخچه درهم
drachm standard
استاندارد درهم
the ancient greeks used a drachm as their currency.
قدیمیان یونان از دراخما به عنوان ارز خود استفاده می کردند.
he found a drachm while digging in his garden.
او در حالی که در باغ خود کند و کاو می کرد، یک دراخما پیدا کرد.
she paid for the book with a drachm.
او کتاب را با یک دراخما خرید.
the value of a drachm has changed over the centuries.
ارزش یک دراخما در طول قرن ها تغییر کرده است.
in ancient times, a drachm was worth about six obols.
در زمان های قدیم، یک دراخما تقریبا به ارزش شش اوبول بود.
he collected coins, including a rare drachm.
او سکه جمع آوری کرد، از جمله یک دراخمای کمیاب.
many tourists buy drachms as souvenirs.
بسیاری از گردشگران دراخماها را به عنوان سوغاتی می خرند.
she traded her jewelry for a drachm.
او جواهرات خود را با یک دراخما معاوضه کرد.
the museum displayed a collection of ancient drachms.
موزه مجموعه ای از دراخماهای باستانی را به نمایش گذاشت.
understanding the history of the drachm is fascinating.
درک تاریخچه دراخما جذاب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید