heavy dragger
کشنده سنگین
slow dragger
کشنده آهسته
fast dragger
کشنده سریع
dragging dragger
کشنده در حال کشیدن
dragger tool
ابزار کشنده
dragger effect
اثر کشنده
dragger line
خط کشنده
dragger icon
آیکون کشنده
dragger mode
حالت کشنده
dragger speed
سرعت کشنده
the dragger pulled the heavy load with ease.
کشنده بار سنگین را به راحتی میکشید.
he was the dragger in the team, always helping others.
او کشنده تیم بود، همیشه به دیگران کمک میکرد.
the dragger made it easier to transport the equipment.
کشنده حمل تجهیزات را آسانتر میکرد.
she used a dragger to catch the fish more effectively.
او از کشنده برای گرفتن ماهی به طور مؤثرتر استفاده کرد.
as a dragger, he often took on extra responsibilities.
به عنوان کشنده، او اغلب مسئولیتهای اضافی را بر عهده میگرفت.
the dragger was essential for the construction project.
کشنده برای پروژه ساختمانی ضروری بود.
they hired a dragger to assist with the heavy lifting.
آنها برای کمک به بلند کردن اجسام سنگین، یک کشنده استخدام کردند.
the dragger's performance exceeded everyone's expectations.
عملکرد کشنده از انتظارات همه فراتر رفت.
using a dragger can save time and energy.
استفاده از کشنده میتواند در زمان و انرژی صرفهجویی کند.
the dragger helped streamline the workflow in the factory.
کشنده به روانتر کردن گردش کار در کارخانه کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید