dragger

[ایالات متحده]/ˈdræɡə/
[بریتانیا]/ˈdræɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که می‌کشد یا قایق ماهیگیری کوچک ترال است

عبارات و ترکیب‌ها

heavy dragger

کشنده سنگین

slow dragger

کشنده آهسته

fast dragger

کشنده سریع

dragging dragger

کشنده در حال کشیدن

dragger tool

ابزار کشنده

dragger effect

اثر کشنده

dragger line

خط کشنده

dragger icon

آیکون کشنده

dragger mode

حالت کشنده

dragger speed

سرعت کشنده

جملات نمونه

the dragger pulled the heavy load with ease.

کشنده بار سنگین را به راحتی می‌کشید.

he was the dragger in the team, always helping others.

او کشنده تیم بود، همیشه به دیگران کمک می‌کرد.

the dragger made it easier to transport the equipment.

کشنده حمل تجهیزات را آسان‌تر می‌کرد.

she used a dragger to catch the fish more effectively.

او از کشنده برای گرفتن ماهی به طور مؤثرتر استفاده کرد.

as a dragger, he often took on extra responsibilities.

به عنوان کشنده، او اغلب مسئولیت‌های اضافی را بر عهده می‌گرفت.

the dragger was essential for the construction project.

کشنده برای پروژه ساختمانی ضروری بود.

they hired a dragger to assist with the heavy lifting.

آنها برای کمک به بلند کردن اجسام سنگین، یک کشنده استخدام کردند.

the dragger's performance exceeded everyone's expectations.

عملکرد کشنده از انتظارات همه فراتر رفت.

using a dragger can save time and energy.

استفاده از کشنده می‌تواند در زمان و انرژی صرفه‌جویی کند.

the dragger helped streamline the workflow in the factory.

کشنده به روان‌تر کردن گردش کار در کارخانه کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید