shifter

[ایالات متحده]/'ʃiftə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه متحرک \nمکانیسم تبدیل \nکلید

عبارات و ترکیب‌ها

gear shifter

دنده

manual shifter

دنده دستی

automatic shifter

دنده اتوماتیک

phase shifter

تغییر فاز

جملات نمونه

each morning the rock-shifters travel by donkey cart to start work.

هر روز صبح، حمل‌کنندگان سنگ با ارابه شتری برای شروع کار به محل کار خود می‌روند.

Contains symbols for VHF, UHF, and SHF circuit design, including capacitance measurers, nonreciprocal devices, modulators, phase shifters, field polarization devices, and filters.

شامل نمادهایی برای طراحی مدارهای VHF، UHF و SHF، از جمله اندازه‌گیری‌های ظرفیت، دستگاه‌های غیرمتعارف، مدولاتورها، تغییر فاز، دستگاه‌های قطب‌بندی میدان و فیلترها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید