draping

[ایالات متحده]/ˈdreɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdreɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پوشاندن یا آویزان کردن چیزی به طور شل

عبارات و ترکیب‌ها

draping fabric

پارچه دوختهای

draping technique

تکنیک دوخت و دوز

draping style

سبک دوخت و دوز

draping design

طراحی دوخت و دوز

draping gown

لباس شب دوختهای

draping effect

اثر دوخت و دوز

draping art

هنر دوخت و دوز

draping silhouette

تاجپوش دوختهای

draping method

روش دوخت و دوز

جملات نمونه

the artist was draping fabric over the model to create a stunning look.

هنرمند پارچه را روی مدل می‌انداخت تا ظاهری خیره‌کننده ایجاد کند.

she enjoys draping her shawl elegantly over her shoulders.

او از انداختن شال خود به طور ظریفانه روی شانه‌هایش لذت می‌برد.

the curtains were draping beautifully in the sunlight.

پرده‌ها در نور خورشید به زیبایی می‌افتادند.

he was draping a blanket over the couch for added comfort.

او برای راحتی بیشتر، یک پتو روی مبل می‌انداخت.

the designer focused on draping techniques to enhance the garment's shape.

طراح بر روی تکنیک‌های انداختن تمرکز کرد تا شکل لباس را بهبود بخشد.

they were draping the table with a beautiful cloth for the event.

آنها میز را با یک پارچه زیبا برای رویداد می‌انداختند.

she learned the art of draping from a famous fashion designer.

او هنر انداختن را از یک طراح مد مشهور آموخت.

the model walked down the runway with fabric draping gracefully around her.

مدل با پارچه‌ای که به طور ظریفانه دورش می‌افتاد، در مسیر نمایش راه می‌رفت.

he was draping the christmas lights around the tree.

او چراغ‌های کریسمس را دور درخت می‌انداخت.

she had a knack for draping flowers in a way that looked effortless.

او استعداد خاصی در انداختن گل‌ها به گونه‌ای داشت که به نظر می‌رسید بدون تلاش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید