drawknife technique
تکنیک دراوونایف
drawknife handle
دسته دراوونایف
drawknife blade
تیغه دراوونایف
drawknife usage
نحوه استفاده از دراوونایف
drawknife sharpening
غلطک دراوونایف
drawknife carving
حکاکی با دراوونایف
drawknife design
طراحی دراوونایف
drawknife safety
ایمنی دراوونایف
drawknife maintenance
نگهداری دراوونایف
drawknife workshop
کارگاه دراوونایف
the carpenter used a drawknife to shape the wood.
نجار از یک کشکاو برای شکل دادن به چوب استفاده کرد.
he learned how to use a drawknife in his woodworking class.
او یاد گرفت که چگونه از یک کشکاو در کلاس نجاری خود استفاده کند.
a drawknife is essential for traditional woodworking techniques.
کشکاو برای تکنیکهای سنتی نجاری ضروری است.
she carefully pulled the drawknife along the grain of the wood.
او با دقت کشکاو را در امتداد الیاف چوب کشید.
using a drawknife requires practice and skill.
استفاده از کشکاو نیاز به تمرین و مهارت دارد.
the drawknife left a smooth finish on the surface.
کشکاو یک سطح صاف روی سطح ایجاد کرد.
he prefers a drawknife over a chisel for certain tasks.
او ترجیح میدهد از یک کشکاو به جای چاقو برای برخی از کارها استفاده کند.
she demonstrated how to properly hold a drawknife.
او نحوه صحیح نگه داشتن یک کشکاو را نشان داد.
the drawknife can be used for both rough and fine shaping.
میتوان از کشکاو هم برای شکلدهی خشن و هم برای شکلدهی ظریف استفاده کرد.
he bought a new drawknife at the woodworking shop.
او یک کشکاو جدید از مغازه نجاری خرید.
drawknife technique
تکنیک دراوونایف
drawknife handle
دسته دراوونایف
drawknife blade
تیغه دراوونایف
drawknife usage
نحوه استفاده از دراوونایف
drawknife sharpening
غلطک دراوونایف
drawknife carving
حکاکی با دراوونایف
drawknife design
طراحی دراوونایف
drawknife safety
ایمنی دراوونایف
drawknife maintenance
نگهداری دراوونایف
drawknife workshop
کارگاه دراوونایف
the carpenter used a drawknife to shape the wood.
نجار از یک کشکاو برای شکل دادن به چوب استفاده کرد.
he learned how to use a drawknife in his woodworking class.
او یاد گرفت که چگونه از یک کشکاو در کلاس نجاری خود استفاده کند.
a drawknife is essential for traditional woodworking techniques.
کشکاو برای تکنیکهای سنتی نجاری ضروری است.
she carefully pulled the drawknife along the grain of the wood.
او با دقت کشکاو را در امتداد الیاف چوب کشید.
using a drawknife requires practice and skill.
استفاده از کشکاو نیاز به تمرین و مهارت دارد.
the drawknife left a smooth finish on the surface.
کشکاو یک سطح صاف روی سطح ایجاد کرد.
he prefers a drawknife over a chisel for certain tasks.
او ترجیح میدهد از یک کشکاو به جای چاقو برای برخی از کارها استفاده کند.
she demonstrated how to properly hold a drawknife.
او نحوه صحیح نگه داشتن یک کشکاو را نشان داد.
the drawknife can be used for both rough and fine shaping.
میتوان از کشکاو هم برای شکلدهی خشن و هم برای شکلدهی ظریف استفاده کرد.
he bought a new drawknife at the woodworking shop.
او یک کشکاو جدید از مغازه نجاری خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید