slow drawls
مکثهای طولانی
drawls softly
به آرامی حرف زدن
drawls loudly
بلند صحبت کردن
drawls quickly
سریع صحبت کردن
drawls a lot
خیلی حرف زدن
drawls with ease
با سهولت حرف زدن
drawls in surprise
با تعجب حرف زدن
drawls in anger
با عصبانیت حرف زدن
drawls casually
به طور اتفاقی حرف زدن
drawls for effect
برای تأثیرگذاری حرف زدن
the cowboy drawls his stories around the campfire.
کوهگرد داستانهایش را دور آتش تعریف میکند.
she drawls when she talks on the phone.
او وقتی تلفنی صحبت میکند، با کشیدگی حرف میگوید.
his southern drawl makes him sound friendly.
لهجهی جنوبیاش باعث میشود مهربان به نظر برسد.
he drawls out the words as if savoring them.
او کلمات را با کشیدگی میگوید، انگار که میخواهد آنها را بچشد.
she always drawls when she is tired.
او همیشه وقتی خسته است، با کشیدگی حرف میگوید.
the actor's drawl added charm to his character.
لهجهی بازیگر، جذابیت خاصی به شخصیت او بخشید.
people often imitate his drawl for fun.
افراد اغلب برای تفریح، لهجهی او را تقلید میکنند.
her drawls can be hard to understand sometimes.
گاهی اوقات درک لهجهی او سخت است.
he drawls his words slowly, making them sound poetic.
او کلماتش را به آرامی و با کشیدگی میگوید، به طوری که شاعرانه به نظر میرسند.
in the movie, the villain drawls in a menacing way.
در فیلم، شخصیت شرور با لحنی تهدیدآمیز حرف میزند.
slow drawls
مکثهای طولانی
drawls softly
به آرامی حرف زدن
drawls loudly
بلند صحبت کردن
drawls quickly
سریع صحبت کردن
drawls a lot
خیلی حرف زدن
drawls with ease
با سهولت حرف زدن
drawls in surprise
با تعجب حرف زدن
drawls in anger
با عصبانیت حرف زدن
drawls casually
به طور اتفاقی حرف زدن
drawls for effect
برای تأثیرگذاری حرف زدن
the cowboy drawls his stories around the campfire.
کوهگرد داستانهایش را دور آتش تعریف میکند.
she drawls when she talks on the phone.
او وقتی تلفنی صحبت میکند، با کشیدگی حرف میگوید.
his southern drawl makes him sound friendly.
لهجهی جنوبیاش باعث میشود مهربان به نظر برسد.
he drawls out the words as if savoring them.
او کلمات را با کشیدگی میگوید، انگار که میخواهد آنها را بچشد.
she always drawls when she is tired.
او همیشه وقتی خسته است، با کشیدگی حرف میگوید.
the actor's drawl added charm to his character.
لهجهی بازیگر، جذابیت خاصی به شخصیت او بخشید.
people often imitate his drawl for fun.
افراد اغلب برای تفریح، لهجهی او را تقلید میکنند.
her drawls can be hard to understand sometimes.
گاهی اوقات درک لهجهی او سخت است.
he drawls his words slowly, making them sound poetic.
او کلماتش را به آرامی و با کشیدگی میگوید، به طوری که شاعرانه به نظر میرسند.
in the movie, the villain drawls in a menacing way.
در فیلم، شخصیت شرور با لحنی تهدیدآمیز حرف میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید