dreads the future
از آینده میترسد
dreads the dark
از تاریکی میترسد
dreads the unknown
از ناشناختهها میترسد
he dreads heights
او از ارتفاع میترسد
she dreads failure
او از شکست میترسد
dreads the silence
از سکوت میترسد
dreads the confrontation
از مواجهه میترسد
they dreads change
آنها از تغییر میترسند
dreads public speaking
از سخنرانی در جمع میترسد
dreads the exam
از امتحان میترسد
she dreads the thought of public speaking.
او از فکر صحبت کردن در جمع میترسد.
he dreads going to the dentist.
او از رفتن به دندانپزشک میترسد.
many students dread taking exams.
بسیاری از دانشآموزان از امتحان دادن میترسند.
she dreads the arrival of winter.
او از رسیدن زمستان میترسد.
he dreads the idea of moving to a new city.
او از فکر نقل مکان به یک شهر جدید میترسد.
they dread the long commute every day.
آنها از رفت و آمد طولانی روزانه میترسند.
she dreads disappointing her parents.
او از ناامید کردن والدینش میترسد.
he dreads the possibility of losing his job.
او از احتمال از دست دادن شغلش میترسد.
many people dread the thought of aging.
بسیاری از مردم از فکر پیر شدن میترسند.
she dreads having to confront her fears.
او از مجبور شدن به مواجهه با ترسهایش میترسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید