dressier

[ایالات متحده]/ˈdrɛs.i.ər/
[بریتانیا]/ˈdrɛs.i.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رسمی‌تر یا شیک‌تر در پوشاک

عبارات و ترکیب‌ها

dressier outfit

لباس شیک‌تر

dressier style

سبک شیک‌تر

dressier look

ظاهر شیک‌تر

dressier occasion

مناسبت شیک‌تر

dressier attire

لباس شیک‌تر

dressier shoes

کفش شیک‌تر

dressier event

رویداد شیک‌تر

dressier pants

شلوار شیک‌تر

dressier jacket

ژاکت شیک‌تر

dressier blouse

بلوز شیک‌تر

جملات نمونه

she wore a dressier outfit for the wedding.

او برای عروسی لباس شیک‌تری پوشید.

he prefers dressier shoes for the office.

او ترجیح می‌دهد برای دفتر کفش‌های شیک‌تری بپوشد.

on special occasions, i like to dress a bit dressier.

در مناسبت‌های خاص، دوست دارم کمی شیک‌تر لباس بپوشم.

the restaurant has a dressier atmosphere in the evening.

رستوران در شب حال و هوای شیک‌تری دارد.

she always looks dressier than everyone else at the party.

او همیشه در مهمانی از همه شیک‌تر به نظر می‌رسد.

for the business meeting, i decided to go dressier than usual.

برای جلسه کاری، تصمیم گرفتم از همیشه شیک‌تر لباس بپوشم.

he bought a dressier jacket for the event.

او برای این رویداد یک ژاکت شیک‌تر خرید.

the dress code is dressier for the gala dinner.

کد لباس برای شام گالا شیک‌تر است.

she felt more confident in her dressier attire.

او در لباس شیک‌ترش احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

they suggested a dressier look for the photo shoot.

آنها یک ظاهر شیک‌تر برای عکاسی پیشنهاد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید