drippages

[ایالات متحده]/ˈdrɪpɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈdrɪpɪdʒɪz/

ترجمه

n. آب که چکه کرده یا در حال چکیدن است

عبارات و ترکیب‌ها

drippages detected

تشخیص نشتی‌ها

minimize drippages

کاهش نشتی‌ها

prevent drippages

جلوگیری از نشتی‌ها

check for drippages

بررسی نشتی‌ها

drippages observed

مشاهده نشتی‌ها

report drippages

گزارش نشتی‌ها

identify drippages

تشخیص نشتی‌ها

document drippages

ثبت نشتی‌ها

analyze drippages

تجزیه و تحلیل نشتی‌ها

drippages issue

مشکل نشتی

جملات نمونه

drippages from the faucet can waste a lot of water.

چکه کردن شیر آب می تواند مقدار زیادی آب را هدر دهد.

we need to fix the drippages before they cause more damage.

ما باید قبل از اینکه آسیب بیشتری ایجاد کنند، نشتی ها را تعمیر کنیم.

the drippages from the roof are creating a puddle on the ground.

چکه های سقف در حال ایجاد یک گودال در زمین هستند.

she noticed the drippages and decided to call a plumber.

او متوجه چکه ها شد و تصمیم گرفت با یک لوله کش تماس بگیرد.

drippages can lead to mold growth if not addressed promptly.

اگر به سرعت رسیدگی نشود، چکه ها می توانند منجر به رشد کپک شوند.

he placed a bucket under the drippages to collect water.

او یک سطل زیر چکه ها قرار داد تا آب جمع کند.

regular maintenance can help prevent drippages in the plumbing system.

تعویض منظم می تواند به جلوگیری از چکه ها در سیستم لوله کشی کمک کند.

the drippages were a sign of a larger plumbing issue.

چکه ها نشانه یک مشکل بزرگتر در لوله کشی بود.

we should inspect the area for any potential drippages.

ما باید منطقه را برای بررسی هرگونه نشتی احتمالی بررسی کنیم.

drippages during the storm caused flooding in the basement.

چکه ها در طول طوفان باعث سیل در زیرزمین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید