drippingly sweet
به طرز وسوسهانگیزی شیرین
drippingly wet
به طرز وسوسهانگیزی خیس
drippingly rich
به طرز وسوسهانگیزی غنی
drippingly delicious
به طرز وسوسهانگیزی خوشمزه
drippingly cold
به طرز وسوسهانگیزی سرد
drippingly gooey
به طرز وسوسهانگیزی چسبناک
drippingly fragrant
به طرز وسوسهانگیزی خوشبو
drippingly oily
به طرز وسوسهانگیزی روغنی
drippingly bright
به طرز وسوسهانگیزی روشن
drippingly colorful
به طرز وسوسهانگیزی رنگارنگ
she spoke drippingly about her vacation in hawaii.
او در مورد تعطیلاتش در هاوایی به طرز اغراقآمیزی صحبت کرد.
the cake was drippingly covered in chocolate sauce.
کیک به طرز اغراقآمیزی با سس شکلات پوشیده شده بود.
he described the sunset drippingly, painting a vivid picture.
او غروب خورشید را به طرز اغراقآمیزی توصیف کرد و تصویری زنده ترسیم کرد.
the faucet was drippingly leaking water all night.
شیر آب به طرز اغراقآمیزی تمام شب چکه میکرد.
she wore a drippingly wet dress after the rain.
او بعد از باران یک لباس خیس به طرز اغراقآمیزی پوشید.
he spoke drippingly of his love for classical music.
او به طرز اغراقآمیزی درباره عشق خود به موسیقی کلاسیک صحبت کرد.
the walls were drippingly painted in bright colors.
دیوارها به طرز اغراقآمیزی با رنگهای روشن رنگ شده بودند.
she looked at him with a drippingly romantic gaze.
او با نگاهی عاشقانه به طرز اغراقآمیزی به او نگاه کرد.
the soup was drippingly hot and flavorful.
سوپ به طرز اغراقآمیزی داغ و خوشمزه بود.
he wrote a drippingly emotional letter to his friend.
او نامهای به طرز اغراقآمیزی احساسی برای دوستش نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید