drivings

[ایالات متحده]/ˈdraɪvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdraɪvɪŋz/

ترجمه

adj. قوی; پیشرو; پرانرژی
n. عمل رانندگی; عملیات
v. شکل حال استمراری از رانندگی

عبارات و ترکیب‌ها

drivings license

گواهنامه رانندگی

drivings test

آزمون رانندگی

drivings school

مدرسه رانندگی

drivings habits

عادت‌های رانندگی

drivings experience

تجربه رانندگی

drivings skills

مهارت‌های رانندگی

drivings safety

ایمنی رانندگی

drivings regulations

قوانین رانندگی

drivings conditions

شرایط رانندگی

drivings assistance

کمک رانندگی

جملات نمونه

drivings are often required for various jobs.

رانندگی اغلب برای مشاغل مختلف مورد نیاز است.

he enjoys drivings on weekends with friends.

او از رانندگی آخر هفته با دوستان لذت می برد.

drivings in the countryside can be very relaxing.

رانندگی در حومه شهر می تواند بسیار آرامش بخش باشد.

she has a passion for long-distance drivings.

او علاقه زیادی به رانندگی مسافت طولانی دارد.

drivings require concentration and skill.

رانندگی نیاز به تمرکز و مهارت دارد.

he recorded his drivings for a travel vlog.

او رانندگی های خود را برای یک vlog سفر ضبط کرد.

drivings can be a great way to explore new places.

رانندگی می تواند راهی عالی برای کشف مکان های جدید باشد.

she took a course to improve her drivings.

او برای بهبود مهارت رانندگی خود در یک دوره ثبت نام کرد.

drivings at night can be challenging.

رانندگی در شب می تواند چالش برانگیز باشد.

he often shares tips for safe drivings.

او اغلب نکاتی برای رانندگی ایمن به اشتراک می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید