dog drools
سگ ها زیاد آب دهان می ریزند
baby drools
نوزاد زیاد آب دهان می ریزد
mouth drools
دهان زیاد آب دهان می ریزد
food drools
غذا زیاد آب دهان می ریزد
he drools
او زیاد آب دهان می ریزد
she drools
او (زن) زیاد آب دهان می ریزد
cat drools
گربه زیاد آب دهان می ریزد
child drools
کودک زیاد آب دهان می ریزد
excessive drools
آب دهان بیش از حد
drools uncontrollably
به طور غیرقابل کنترلی آب دهان می ریزد
the dog drools when it sees food.
وقتی غذا میبیند، سگ آب دهانش را میریزد.
he always drools over expensive cars.
او همیشه برای ماشینهای گرانقیمت آب دهانش را میریزد.
the baby drools while teething.
در حین دنداندرآوردن، نوزاد آب دهانش را میریزد.
she drools at the thought of chocolate.
فقط با فکر کردن به شکلات، آب دهانش را میریزد.
the chef's special dish makes everyone drool.
غذای مخصوص آشپز باعث میشود همه آب دهانشان را بریزند.
he drools over the latest gadgets.
او برای آخرین گجتها آب دهانش را میریزد.
the puppy drools when it gets excited.
وقتی هیجانزده میشود، توله سگ آب دهانش را میریزد.
she can't help but drool at the dessert menu.
او نمیتواند جلوی آب دهانش را در مقابل منوی دسر بگیرد.
when he sees the pizza, he drools.
وقتی پیتزا میبیند، آب دهانش را میریزد.
the aroma of the barbecue makes everyone drool.
عطر باربیکیو باعث میشود همه آب دهانشان را بریزند.
dog drools
سگ ها زیاد آب دهان می ریزند
baby drools
نوزاد زیاد آب دهان می ریزد
mouth drools
دهان زیاد آب دهان می ریزد
food drools
غذا زیاد آب دهان می ریزد
he drools
او زیاد آب دهان می ریزد
she drools
او (زن) زیاد آب دهان می ریزد
cat drools
گربه زیاد آب دهان می ریزد
child drools
کودک زیاد آب دهان می ریزد
excessive drools
آب دهان بیش از حد
drools uncontrollably
به طور غیرقابل کنترلی آب دهان می ریزد
the dog drools when it sees food.
وقتی غذا میبیند، سگ آب دهانش را میریزد.
he always drools over expensive cars.
او همیشه برای ماشینهای گرانقیمت آب دهانش را میریزد.
the baby drools while teething.
در حین دنداندرآوردن، نوزاد آب دهانش را میریزد.
she drools at the thought of chocolate.
فقط با فکر کردن به شکلات، آب دهانش را میریزد.
the chef's special dish makes everyone drool.
غذای مخصوص آشپز باعث میشود همه آب دهانشان را بریزند.
he drools over the latest gadgets.
او برای آخرین گجتها آب دهانش را میریزد.
the puppy drools when it gets excited.
وقتی هیجانزده میشود، توله سگ آب دهانش را میریزد.
she can't help but drool at the dessert menu.
او نمیتواند جلوی آب دهانش را در مقابل منوی دسر بگیرد.
when he sees the pizza, he drools.
وقتی پیتزا میبیند، آب دهانش را میریزد.
the aroma of the barbecue makes everyone drool.
عطر باربیکیو باعث میشود همه آب دهانشان را بریزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید