dribbles

[ایالات متحده]/ˈdrɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈdrɪbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطرات یا مقادیر کوچک مایع
v. اجازه دادن به مایع که در قطرات کوچک بریزد؛ به حرکت درآوردن یک توپ در حالی که آن را کنترل می‌کنید

عبارات و ترکیب‌ها

dribbles the ball

توپ را دریبل می‌کند

dribbles past defender

از کنار مدافع دریبل می‌کند

dribbles with skill

با مهارت دریبل می‌کند

dribbles down court

در طول زمین دریبل می‌کند

dribbles around players

اطراف بازیکنان دریبل می‌کند

dribbles in traffic

در ترافیک دریبل می‌کند

dribbles to score

برای گل زدن دریبل می‌کند

dribbles quickly

به سرعت دریبل می‌کند

dribbles with ease

با سهولت دریبل می‌کند

dribbles and shoots

دریبل می‌کند و شوت می‌کند

جملات نمونه

the player dribbles the ball skillfully down the court.

بازیکن به طور ماهرانه توپ را در طول زمین به حرکت در می‌آورد.

she dribbles the paint onto the canvas with precision.

او با دقت رنگ را روی بوم می‌مالد.

he dribbles past defenders with ease.

او به راحتی از کنار مدافعان عبور می‌کند.

the child dribbles water from the faucet into a cup.

کودک آب را از شیر به داخل فنجان می‌ریزد.

during the game, she dribbles and shoots with confidence.

در طول بازی، او با اعتماد به نفس دریبل می‌کند و شوت می‌زند.

he dribbles the soccer ball across the field.

او توپ فوتبال را در سراسر زمین به حرکت در می‌آورد.

the artist dribbles ink to create a unique design.

هنرمند از جوهر برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد استفاده می‌کند.

in basketball, dribbles are essential for advancing the play.

در بسکتبال، دریبل‌ها برای پیشبرد بازی ضروری هستند.

the dog dribbles water everywhere after drinking.

سگ بعد از نوشیدن، آب را همه جا پخش می‌کند.

he practiced his dribbles to improve his skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود، دریبل‌های خود را تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید