dropkicked

[ایالات متحده]/ˈdrɒpˌkɪkt/
[بریتانیا]/ˈdrɑːpˌkɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه‌ای که با انداختن توپ و سپس ضربه زدن به آن هنگام بازگشت انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dropkicked the ball

توپ را با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked the opponent

حریف را با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked in anger

با خشم ضربه محکم زد

dropkicked off stage

از صحنه با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked during match

در حین مسابقه با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked out cold

با ضربه محکم از هوش درآورد

dropkicked for fun

برای تفریح با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked the door

در را با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked his friend

دوستش را با ضربه محکم به جلو انداخت

dropkicked the idea

ایده را با ضربه محکم به جلو انداخت

جملات نمونه

the athlete dropkicked the ball into the goal.

ورزشکار توپ را با ضربهٔ محکم به دروازه کوبید.

during the match, he dropkicked his opponent.

در طول مسابقه، او حریف خود را با ضربهٔ محکم کوبید.

she dropkicked the pillow off the couch.

او بالش را با ضربهٔ محکم از روی مبل به بیرون کوبید.

the kid dropkicked the toy across the room.

کودک اسباب‌بازی را با ضربهٔ محکم از سر اتاق به آنجا کوبید.

he dropkicked the door open in a hurry.

او در را با ضربهٔ محکم و عجله باز کرد.

the coach taught the players how to dropkick.

مربی به بازیکنان نحوهٔ ضربهٔ محکم را آموزش داد.

she dropkicked her way through the crowd.

او با ضربهٔ محکم از میان جمعیت عبور کرد.

the dog dropkicked the frisbee back to its owner.

سگ فریسبی را با ضربهٔ محکم به صاحبش پس فرستاد.

he dropkicked the ball into the air for a spectacular goal.

او توپ را با ضربهٔ محکم به هوا پرتاب کرد تا یک گل دیدنی به ثمر برساند.

they dropkicked their way into the finals.

آنها با ضربهٔ محکم به مرحلهٔ پایانی راه یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید