dropkicked the ball
توپ را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the opponent
حریف را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked in anger
با خشم ضربه محکم زد
dropkicked off stage
از صحنه با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked during match
در حین مسابقه با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked out cold
با ضربه محکم از هوش درآورد
dropkicked for fun
برای تفریح با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the door
در را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked his friend
دوستش را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the idea
ایده را با ضربه محکم به جلو انداخت
the athlete dropkicked the ball into the goal.
ورزشکار توپ را با ضربهٔ محکم به دروازه کوبید.
during the match, he dropkicked his opponent.
در طول مسابقه، او حریف خود را با ضربهٔ محکم کوبید.
she dropkicked the pillow off the couch.
او بالش را با ضربهٔ محکم از روی مبل به بیرون کوبید.
the kid dropkicked the toy across the room.
کودک اسباببازی را با ضربهٔ محکم از سر اتاق به آنجا کوبید.
he dropkicked the door open in a hurry.
او در را با ضربهٔ محکم و عجله باز کرد.
the coach taught the players how to dropkick.
مربی به بازیکنان نحوهٔ ضربهٔ محکم را آموزش داد.
she dropkicked her way through the crowd.
او با ضربهٔ محکم از میان جمعیت عبور کرد.
the dog dropkicked the frisbee back to its owner.
سگ فریسبی را با ضربهٔ محکم به صاحبش پس فرستاد.
he dropkicked the ball into the air for a spectacular goal.
او توپ را با ضربهٔ محکم به هوا پرتاب کرد تا یک گل دیدنی به ثمر برساند.
they dropkicked their way into the finals.
آنها با ضربهٔ محکم به مرحلهٔ پایانی راه یافتند.
dropkicked the ball
توپ را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the opponent
حریف را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked in anger
با خشم ضربه محکم زد
dropkicked off stage
از صحنه با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked during match
در حین مسابقه با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked out cold
با ضربه محکم از هوش درآورد
dropkicked for fun
برای تفریح با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the door
در را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked his friend
دوستش را با ضربه محکم به جلو انداخت
dropkicked the idea
ایده را با ضربه محکم به جلو انداخت
the athlete dropkicked the ball into the goal.
ورزشکار توپ را با ضربهٔ محکم به دروازه کوبید.
during the match, he dropkicked his opponent.
در طول مسابقه، او حریف خود را با ضربهٔ محکم کوبید.
she dropkicked the pillow off the couch.
او بالش را با ضربهٔ محکم از روی مبل به بیرون کوبید.
the kid dropkicked the toy across the room.
کودک اسباببازی را با ضربهٔ محکم از سر اتاق به آنجا کوبید.
he dropkicked the door open in a hurry.
او در را با ضربهٔ محکم و عجله باز کرد.
the coach taught the players how to dropkick.
مربی به بازیکنان نحوهٔ ضربهٔ محکم را آموزش داد.
she dropkicked her way through the crowd.
او با ضربهٔ محکم از میان جمعیت عبور کرد.
the dog dropkicked the frisbee back to its owner.
سگ فریسبی را با ضربهٔ محکم به صاحبش پس فرستاد.
he dropkicked the ball into the air for a spectacular goal.
او توپ را با ضربهٔ محکم به هوا پرتاب کرد تا یک گل دیدنی به ثمر برساند.
they dropkicked their way into the finals.
آنها با ضربهٔ محکم به مرحلهٔ پایانی راه یافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید