drumbeats

[ایالات متحده]/ˈdrʌmbiːts/
[بریتانیا]/ˈdrʌmˌbiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهایی که با ضربه زدن به طبل ایجاد می‌شود؛ صداها یا ضربات ریتمیک تکراری

عبارات و ترکیب‌ها

drumbeats echo

بازتاب ضربات درام

drumbeats play

ضربات درام نواخته می‌شوند

drumbeats resonate

ضربات درام طنین‌انداز می‌شوند

drumbeats pulse

ضربات درام پالس می‌کنند

drumbeats thump

ضربات درام کوبیده می‌شوند

drumbeats sound

صدای ضربات درام

drumbeats rise

ضربات درام بالا می‌روند

drumbeats drop

ضربات درام کاهش می‌یابند

drumbeats unite

ضربات درام متحد می‌شوند

drumbeats drive

ضربات درام هدایت می‌کنند

جملات نمونه

the drumbeats echoed through the night.

ضربات طبل در طول شب طنین انداز شد.

she danced to the rhythm of the drumbeats.

او به ریتم ضربات طبل رقصید.

the drumbeats signaled the start of the parade.

ضربات طبل شروع رژه را نشان داد.

he felt the drumbeats in his chest.

او ضربات طبل را در سینه‌اش احساس کرد.

the band played powerful drumbeats.

گروه ضربات قدرتمند طبل را اجرا کرد.

drumbeats are often used in traditional ceremonies.

ضربات طبل اغلب در آیین‌های سنتی استفاده می‌شوند.

the children marched along to the drumbeats.

کودکان همراه با ضربات طبل راهپیمایی کردند.

drumbeats can create a sense of urgency.

ضربات طبل می‌توانند حس ضرورت ایجاد کنند.

they used drumbeats to communicate across distances.

آنها از ضربات طبل برای برقراری ارتباط در فواصل دور استفاده کردند.

the festival was filled with lively drumbeats.

جشنواره پر از ضربات طبل پر جنب و جوش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید