drumbeats echo
بازتاب ضربات درام
drumbeats play
ضربات درام نواخته میشوند
drumbeats resonate
ضربات درام طنینانداز میشوند
drumbeats pulse
ضربات درام پالس میکنند
drumbeats thump
ضربات درام کوبیده میشوند
drumbeats sound
صدای ضربات درام
drumbeats rise
ضربات درام بالا میروند
drumbeats drop
ضربات درام کاهش مییابند
drumbeats unite
ضربات درام متحد میشوند
drumbeats drive
ضربات درام هدایت میکنند
the drumbeats echoed through the night.
ضربات طبل در طول شب طنین انداز شد.
she danced to the rhythm of the drumbeats.
او به ریتم ضربات طبل رقصید.
the drumbeats signaled the start of the parade.
ضربات طبل شروع رژه را نشان داد.
he felt the drumbeats in his chest.
او ضربات طبل را در سینهاش احساس کرد.
the band played powerful drumbeats.
گروه ضربات قدرتمند طبل را اجرا کرد.
drumbeats are often used in traditional ceremonies.
ضربات طبل اغلب در آیینهای سنتی استفاده میشوند.
the children marched along to the drumbeats.
کودکان همراه با ضربات طبل راهپیمایی کردند.
drumbeats can create a sense of urgency.
ضربات طبل میتوانند حس ضرورت ایجاد کنند.
they used drumbeats to communicate across distances.
آنها از ضربات طبل برای برقراری ارتباط در فواصل دور استفاده کردند.
the festival was filled with lively drumbeats.
جشنواره پر از ضربات طبل پر جنب و جوش بود.
drumbeats echo
بازتاب ضربات درام
drumbeats play
ضربات درام نواخته میشوند
drumbeats resonate
ضربات درام طنینانداز میشوند
drumbeats pulse
ضربات درام پالس میکنند
drumbeats thump
ضربات درام کوبیده میشوند
drumbeats sound
صدای ضربات درام
drumbeats rise
ضربات درام بالا میروند
drumbeats drop
ضربات درام کاهش مییابند
drumbeats unite
ضربات درام متحد میشوند
drumbeats drive
ضربات درام هدایت میکنند
the drumbeats echoed through the night.
ضربات طبل در طول شب طنین انداز شد.
she danced to the rhythm of the drumbeats.
او به ریتم ضربات طبل رقصید.
the drumbeats signaled the start of the parade.
ضربات طبل شروع رژه را نشان داد.
he felt the drumbeats in his chest.
او ضربات طبل را در سینهاش احساس کرد.
the band played powerful drumbeats.
گروه ضربات قدرتمند طبل را اجرا کرد.
drumbeats are often used in traditional ceremonies.
ضربات طبل اغلب در آیینهای سنتی استفاده میشوند.
the children marched along to the drumbeats.
کودکان همراه با ضربات طبل راهپیمایی کردند.
drumbeats can create a sense of urgency.
ضربات طبل میتوانند حس ضرورت ایجاد کنند.
they used drumbeats to communicate across distances.
آنها از ضربات طبل برای برقراری ارتباط در فواصل دور استفاده کردند.
the festival was filled with lively drumbeats.
جشنواره پر از ضربات طبل پر جنب و جوش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید