Molly smiled rather wryly and said nothing.
مولى با حالتى طعنه آمیز لبخند زد و حرفى نزد.
Dilip Ratha of the World Bank wryly remarks that migrants are being “thrust into the role of a sort of lender of last resort.
دیلیپ راتا از بانک جهانی به طنزآمیز اشاره میکند که مهاجران به اجبار در نقش یک وام دهنده آخرالزمانی قرار گرفتهاند.
He wryly smiled at the irony of the situation.
او با حالتی طعنهآمیز به نادانیِ اوضاع و شرایط لبخند زد.
She wryly remarked on his poor sense of humor.
او با حالتی طعنهآمیز به نداشتن حس شوخ طبعی او اشاره کرد.
The comedian wryly joked about his failed attempts at cooking.
آن کمدین با حالتی طعنهآمیز درباره تلاشهای ناموفقش برای آشپزی شوخی کرد.
He wryly admitted his mistake and apologized.
او با حالتی طعنهآمیز اشتباه خود را پذیرفت و عذرخواهی کرد.
She wryly observed the chaos around her.
او با حالتی طعنهآمیز هرج و مرج اطراف خود را مشاهده کرد.
The author wryly described the absurdity of the political situation.
نویسنده با حالتی طعنهآمیز پوچیِ وضعیت سیاسی را توصیف کرد.
He wryly chuckled at the ridiculousness of the suggestion.
او با حالتی طعنهآمیز به مضحک بودن پیشنهاد خندید.
She wryly commented on the predictability of the outcome.
او با حالتی طعنهآمیز به قابل پیشبینی بودن نتیجه اشاره کرد.
The professor wryly noted the lack of effort in the students' assignments.
استاد با حالتی طعنهآمیز فقدان تلاش در تکالیف دانشجویان را یادداشت کرد.
He wryly joked about his own clumsiness.
او با حالتی طعنهآمیز درباره دست و پا چلفتی خود شوخی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید