dual duads
دودزهای دوگانه
counting duads
شمارش دودزهای
paired duads
دودزهای جفت شده
using duads
استفاده از دودزهای
complex duads
دودزهای پیچیده
ordered duads
دودزهای مرتب شده
distinct duads
دودزهای متمایز
grouping duads
گروهبندی دودزهای
analyzing duads
تحلیل دودزهای
unique duads
دودزهای منحصر به فرد
the software developers often work in duads to improve efficiency.
توسعه دهندگان نرم افزار اغلب در دو نفر یکدیگر کار می کنند تا کارایی را بهبود بخشند.
we paired the researchers in duads to facilitate knowledge sharing.
ما پژوهشگران را در دو نفر یکدیگر جفت کردیم تا به اشتراک گذاری دانش کمک کنیم.
the project manager assigned tasks to duads for faster completion.
مدیر پروژه وظایف را به دو نفر یکدیگر تخصیص داد تا با سرعت بیشتر انجام شود.
working in duads can foster collaboration and problem-solving skills.
کار کردن در دو نفر یکدیگر می تواند همکاری و مهارت حل مسئله را تقویت کند.
the training program utilized duads to practice communication techniques.
برنامه آموزشی از دو نفر یکدیگر برای تمرین فنون ارتباطی استفاده کرد.
we organized the students into duads for the group activity.
ما دانشجویان را برای فعالیت گروهی در دو نفر یکدیگر سازمان دادیم.
the team’s success was partly due to their effective use of duads.
موفقیت تیم به طور جزئی به دلیل استفاده موثر آنها از دو نفر یکدیگر بود.
the instructor divided the class into duads for peer review.
معلم کلاس را به دو نفر یکدیگر تقسیم کرد تا بررسی همکلاسی انجام شود.
the sales team implemented a duad system to increase sales figures.
تیم فروش یک سیستم دو نفر یکدیگر را پیاده سازی کرد تا ارقام فروش را افزایش دهد.
the coding challenge was designed to be tackled by duads.
چالش کد نویسی به گونه ای طراحی شد که توسط دو نفر یکدیگر حل شود.
the duads rotated roles to gain a broader understanding of the process.
دو نفر یکدیگر نقش ها را جابه جا کردند تا به درک گسترده تری از فرآیند دست یابند.
dual duads
دودزهای دوگانه
counting duads
شمارش دودزهای
paired duads
دودزهای جفت شده
using duads
استفاده از دودزهای
complex duads
دودزهای پیچیده
ordered duads
دودزهای مرتب شده
distinct duads
دودزهای متمایز
grouping duads
گروهبندی دودزهای
analyzing duads
تحلیل دودزهای
unique duads
دودزهای منحصر به فرد
the software developers often work in duads to improve efficiency.
توسعه دهندگان نرم افزار اغلب در دو نفر یکدیگر کار می کنند تا کارایی را بهبود بخشند.
we paired the researchers in duads to facilitate knowledge sharing.
ما پژوهشگران را در دو نفر یکدیگر جفت کردیم تا به اشتراک گذاری دانش کمک کنیم.
the project manager assigned tasks to duads for faster completion.
مدیر پروژه وظایف را به دو نفر یکدیگر تخصیص داد تا با سرعت بیشتر انجام شود.
working in duads can foster collaboration and problem-solving skills.
کار کردن در دو نفر یکدیگر می تواند همکاری و مهارت حل مسئله را تقویت کند.
the training program utilized duads to practice communication techniques.
برنامه آموزشی از دو نفر یکدیگر برای تمرین فنون ارتباطی استفاده کرد.
we organized the students into duads for the group activity.
ما دانشجویان را برای فعالیت گروهی در دو نفر یکدیگر سازمان دادیم.
the team’s success was partly due to their effective use of duads.
موفقیت تیم به طور جزئی به دلیل استفاده موثر آنها از دو نفر یکدیگر بود.
the instructor divided the class into duads for peer review.
معلم کلاس را به دو نفر یکدیگر تقسیم کرد تا بررسی همکلاسی انجام شود.
the sales team implemented a duad system to increase sales figures.
تیم فروش یک سیستم دو نفر یکدیگر را پیاده سازی کرد تا ارقام فروش را افزایش دهد.
the coding challenge was designed to be tackled by duads.
چالش کد نویسی به گونه ای طراحی شد که توسط دو نفر یکدیگر حل شود.
the duads rotated roles to gain a broader understanding of the process.
دو نفر یکدیگر نقش ها را جابه جا کردند تا به درک گسترده تری از فرآیند دست یابند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید