dubby

[ایالات متحده]/ˈdʌbi/
[بریتانیا]/ˈdʌbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلبي (نام برند مربوط به کاهش نویز و رمزگذاری صوت)
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیdubbier

عبارات و ترکیب‌ها

dubby dubbies

دابی دابیز

dubby on

دابی روشن

dubby style

سبک دابی

dubby house

خانه دابی

dubby rock

سنگ دابی

dubby step

قدم دابی

dubby vibe

حالت دابی

dubby sound

صوت دابی

dubby bass

باز دابی

dubby mix

میکس دابی

جملات نمونه

he created a dubby reggae track in the studio last night.

او شب گذشته یک ترک رگgae دوبی در استودیو ایجاد کرد.

the room had a dubby atmosphere with thick smoke and red light.

این اتاق دارای جوی دوبی با دود گرم و نور قرمز بود.

that old sci-fi movie looks incredibly dubby on the new tv.

آن فیلم قدیمی علمی-تخیلی روی تلویزیون جدید به شدت دوبی به نظر می‌رسد.

some people find the taste of lamb too dubby for their liking.

بعضی افراد طعم گوسفید را برای خودشان خیلی دوبی می‌یابند.

after wearing them all day, his sneakers were dubby and worn out.

پس از پوشیدن آنها طول روز، جوراب‌های او دوبی و فرسوده شده بود.

the guinness here is poor, watery and dubby.

این گینس ضعیف، آب‌کشیده و دوبی است.

the artist prefers a dubby bass sound that vibrates the chest.

هنرمند به صدای بیس دوبی که سینه را لرزان می‌کند، ترجیح می‌دهد.

ignore that dubby rumor spreading around the office right now.

این خبر بد دوبی که در اطراف دفتر پخش می‌شود را نادیده بگیر.

the path became dubby and unclear after the heavy rainstorm.

پس از باران شدید، مسیر دوبی و نامشخص شد.

my head feels dubby after taking that strong cold medicine.

پس از مصرف داروی سردی قوی، سر من دوبی می‌شود.

the video signal is dubby, check the cable connection please.

سیگنال ویدئو دوبی است، لطفاً اتصال کابل را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید