iffy

[ایالات متحده]/'ɪfɪ/
[بریتانیا]/'ɪfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص، سوال‌برانگیز، مشکل‌ساز

جملات نمونه

a good wine merchant will change the iffy bottles for sound ones.

یک فروشنده شراب خوب، بطری‌های مشکوک را با بطری‌های سالم عوض می‌کند.

The weather forecast for tomorrow is iffy.

پیش‌بینی هوا برای فردا نامطمئن است.

I'm feeling iffy about this new project.

در مورد این پروژه جدید احساس خوبی ندارم.

Her excuse for being late seemed a bit iffy.

بهانه‌اش برای دیر رسیدن کمی مشکوک به نظر می‌رسید.

The quality of this product is a bit iffy.

کیفیت این محصول کمی مشکوک است.

I have an iffy feeling about this decision.

احساس خوبی در مورد این تصمیم ندارم.

The connection to the internet is iffy in this area.

اتصال اینترنت در این منطقه ناپایدار است.

The outcome of the game is still iffy.

نتیجه بازی هنوز نامشخص است.

I don't want to make an iffy investment.

نمی‌خواهم سرمایه‌گذاری مشکوکی انجام دهم.

The future of the company looks iffy.

آینده شرکت نامطمئن به نظر می‌رسد.

The success of the project is iffy at this point.

موفقیت پروژه در حال حاضر نامطمئن است.

نمونه‌های واقعی

Well, the doctor's not100% positive, but it's very, very iffy.

خب، دکتر 100% مطمئن نیست، اما خیلی، خیلی مشکوک است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

My vowels are a little bit iffy.

حرف‌های من کمی مشکوک هستند.

منبع: English little tyrant

Better. But your vowels are still a bit iffy.

بهتر. اما حروف شما هنوز کمی مشکوک هستند.

منبع: English little tyrant

Something I learned is that June is always iffy in Seattle.

چیزی که یاد گرفتم این است که ژوئن همیشه در سیاتل مشکوک است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Lawsuits accusing banks of peddling iffy securities are not rare these days.

دادخواست‌ها علیه بانک‌ها به دلیل فروش اوراق بهادار مشکوک امروزه غیرمعمول نیست.

منبع: The Economist (Summary)

When we first started, my bowling was, um...well, it was iffy.

وقتی اول شروع کردیم، بولینگ من، ام...خب، مشکوک بود.

منبع: Modern Family - Season 08

Anyway, we're on Space Mountain and Ross starts to feel a little iffy.

هر حال، ما در کوه فضایی هستیم و راس شروع به احساس کمی مشکوک می‌کند.

منبع: Friends Season 7

So yeah, making notes, summarizing sort of works probably doesn't... evidence is a bit iffy about it.

بله، یادداشت‌برداری، خلاصه‌سازی تا حدودی کار می‌کند، احتمالاً نمی‌کند... شواهد در مورد آن کمی مشکوک است.

منبع: Cambridge top student book sharing

The Danish lender's Estonian branch is suspected of handling up to $230bn of iffy funds from former Soviet states.

شعبه استونیایی وام‌دهنده دانمارکی به دستکاری تا 230 میلیارد دلار وجوه مشکوک از کشورهای شوروی سابق مشکوک است.

منبع: The Economist (Summary)

You are straying into iffy territory there.

شما در آنجا وارد قلمرو مشکوک می‌شوید.

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید