| جمع | duffles |
duffle bag
کیف دافلی
duffle coat
پالتو دافلی
pack a duffle
یک دافلی بسته بندی کنید
waterproof duffle
دافلی ضد آب
She packed her clothes in a duffle bag for the weekend trip.
او لباسهایش را در یک کیف مسافرتی برای سفر آخر هفته بست.
He slung the duffle over his shoulder and headed to the gym.
او کیف مسافرتی را بر دوش انداخت و به سمت باشگاه رفت.
The duffle was filled with snacks for the road trip.
کیف مسافرتی با تنقلات برای سفر جاده پر شده بود.
She bought a new duffle for her upcoming camping trip.
او یک کیف مسافرتی جدید برای سفر کمپینگ آینده اش خرید.
He always keeps his duffle packed in case of emergencies.
او همیشه کیف مسافرتی خود را در صورت بروز اضطرار بسته نگه میدارد.
The duffle was heavy with all the books he carried.
کیف مسافرتی به دلیل همه کتابهایی که حمل میکرد سنگین بود.
She found her passport at the bottom of the duffle.
او گذرنامه خود را در پایین کیف مسافرتی پیدا کرد.
He unzipped the duffle to reveal a hidden compartment.
او زیپ کیف مسافرتی را باز کرد تا یک محفظه مخفی را نشان دهد.
The duffle had a musty smell from being stored in the basement.
کیف مسافرتی بوی نمناکی داشت زیرا در زیرزمین نگهداری میشد.
They used the duffle as a makeshift pillow during the camping trip.
آنها از کیف مسافرتی به عنوان یک بالش موقت در طول سفر کمپینگ استفاده کردند.
This could be a duffle bag, backpack, any large bag will work.
این میتواند یک کیف مسافرتی، کولهپشتی یا هر کیف بزرگ دیگری باشد.
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionAlso, surveillance video showed a man rolling a duffle bag near the site of the New York City bombing.
همچنین، فیلمهای نظارتی نشان داد که مردی یک کیف مسافرتی را در نزدیکی محل انفجار نیویورک میچرخاند.
منبع: CNN Select September 2016 Collection[Ashly] I'm bleeding into your duffle bag.
[اشلی] من در حال خونریزی به داخل کیف مسافرتی شما هستم.
منبع: BuzzFeedVioletEverybody needs a good tote, a good duffle bag.
همه به یک کیف خرید خوب و یک کیف مسافرتی خوب نیاز دارند.
منبع: GQ — 10 Essentials for CelebritiesThe Coach leather duffle bag in red.
کیف مسافرتی چرمی کوچ قرمز.
منبع: Kylie Diary Season 1I brewed a cup of coffee, gathered my duffle and set out.
من یک فنجان قهوه درست کردم، کیف مسافرتی خود را جمع کردم و راه افتادم.
منبع: Cross Creek (Part 2)I'm gonna need my duffle bag back.
من به کیف مسافرتیام نیاز دارم.
منبع: 2 Broke Girls Season 5The yacht crew brought the tins down to us and helped us re-stow our duffle.
خدمه قایق تفریحی قوطیها را برای ما پایین آوردند و به ما کمک کردند تا دوباره کیف مسافرتی خود را در جای خود قرار دهیم.
منبع: Cross Creek (Part 2)He's got a bright red hat on and a blue duffle coat.
او یک کلاه قرمز روشن و یک پالتوی مسافرتی آبی به سر دارد.
منبع: Paddington BearI would have told him to get lost before he unzipped his ready duffle bag.
قبل از اینکه او کیف مسافرتی آمادهاش را باز کند، به او میگفتم برود.
منبع: Pretty Little Liars Season 1duffle bag
کیف دافلی
duffle coat
پالتو دافلی
pack a duffle
یک دافلی بسته بندی کنید
waterproof duffle
دافلی ضد آب
She packed her clothes in a duffle bag for the weekend trip.
او لباسهایش را در یک کیف مسافرتی برای سفر آخر هفته بست.
He slung the duffle over his shoulder and headed to the gym.
او کیف مسافرتی را بر دوش انداخت و به سمت باشگاه رفت.
The duffle was filled with snacks for the road trip.
کیف مسافرتی با تنقلات برای سفر جاده پر شده بود.
She bought a new duffle for her upcoming camping trip.
او یک کیف مسافرتی جدید برای سفر کمپینگ آینده اش خرید.
He always keeps his duffle packed in case of emergencies.
او همیشه کیف مسافرتی خود را در صورت بروز اضطرار بسته نگه میدارد.
The duffle was heavy with all the books he carried.
کیف مسافرتی به دلیل همه کتابهایی که حمل میکرد سنگین بود.
She found her passport at the bottom of the duffle.
او گذرنامه خود را در پایین کیف مسافرتی پیدا کرد.
He unzipped the duffle to reveal a hidden compartment.
او زیپ کیف مسافرتی را باز کرد تا یک محفظه مخفی را نشان دهد.
The duffle had a musty smell from being stored in the basement.
کیف مسافرتی بوی نمناکی داشت زیرا در زیرزمین نگهداری میشد.
They used the duffle as a makeshift pillow during the camping trip.
آنها از کیف مسافرتی به عنوان یک بالش موقت در طول سفر کمپینگ استفاده کردند.
This could be a duffle bag, backpack, any large bag will work.
این میتواند یک کیف مسافرتی، کولهپشتی یا هر کیف بزرگ دیگری باشد.
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionAlso, surveillance video showed a man rolling a duffle bag near the site of the New York City bombing.
همچنین، فیلمهای نظارتی نشان داد که مردی یک کیف مسافرتی را در نزدیکی محل انفجار نیویورک میچرخاند.
منبع: CNN Select September 2016 Collection[Ashly] I'm bleeding into your duffle bag.
[اشلی] من در حال خونریزی به داخل کیف مسافرتی شما هستم.
منبع: BuzzFeedVioletEverybody needs a good tote, a good duffle bag.
همه به یک کیف خرید خوب و یک کیف مسافرتی خوب نیاز دارند.
منبع: GQ — 10 Essentials for CelebritiesThe Coach leather duffle bag in red.
کیف مسافرتی چرمی کوچ قرمز.
منبع: Kylie Diary Season 1I brewed a cup of coffee, gathered my duffle and set out.
من یک فنجان قهوه درست کردم، کیف مسافرتی خود را جمع کردم و راه افتادم.
منبع: Cross Creek (Part 2)I'm gonna need my duffle bag back.
من به کیف مسافرتیام نیاز دارم.
منبع: 2 Broke Girls Season 5The yacht crew brought the tins down to us and helped us re-stow our duffle.
خدمه قایق تفریحی قوطیها را برای ما پایین آوردند و به ما کمک کردند تا دوباره کیف مسافرتی خود را در جای خود قرار دهیم.
منبع: Cross Creek (Part 2)He's got a bright red hat on and a blue duffle coat.
او یک کلاه قرمز روشن و یک پالتوی مسافرتی آبی به سر دارد.
منبع: Paddington BearI would have told him to get lost before he unzipped his ready duffle bag.
قبل از اینکه او کیف مسافرتی آمادهاش را باز کند، به او میگفتم برود.
منبع: Pretty Little Liars Season 1لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید