dumplingss

[ایالات متحده]/ˈdʌmplɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdʌmplɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بسته‌های کوچک خمیر پر شده با مواد مختلف؛ غذای چینی ساخته شده از خمیر و پرکننده‌ها؛ پودینگ میوه؛ شخصی کوتاه و چاق

عبارات و ترکیب‌ها

steamed dumplings

بلغوی بخارپز

fried dumplings

بلغوی سرخ شده

dumplings soup

سوپ بلغوی

dumplings recipe

دستور تهیه بلغوی

dumplings filling

مواد داخل بلغوی

dumplings sauce

سس بلغوی

dumplings party

مهمانی بلغوی

dumplings cart

گردد بلغوی

dumplings lover

عاشق بلغوی

dumplings night

شب بلغوی

جملات نمونه

we love eating dumplings during the festival.

ما عاشق خوردن دامپلینگ در طول جشنواره هستیم.

she made a big batch of dumplings for dinner.

او یک دسته بزرگ دامپلینگ برای شام درست کرد.

can you teach me how to make dumplings?

آیا می توانید به من یاد دهید چگونه دامپلینگ درست کنیم؟

they served dumplings with a spicy dipping sauce.

آنها دامپلینگ را با سس دیپ اسپایسی سرو کردند.

my favorite dumplings are filled with pork and vegetables.

عشق من دامپلینگ هایی است که با گوشت خوک و سبزیجات پر شده اند.

dumplings are a traditional dish in many cultures.

دامپلینگ یک غذای سنتی در بسیاری از فرهنگ ها است.

we often have dumplings on special occasions.

ما اغلب در مناسبت های خاص دامپلینگ می خوریم.

he enjoys dumplings more than any other food.

او بیشتر از هر غذای دیگری از خوردن دامپلینگ لذت می برد.

let's gather and make dumplings together!

بیایید جمع شویم و دامپلینگ درست کنیم!

they are known for their delicious dumplings.

آنها به خاطر دامپلینگ های خوشمزه خود مشهور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید