dunked

[ایالات متحده]/dʌŋkt/
[بریتانیا]/dʌŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته dunk; غوطه‌ور کردن (غذا) در مایع; به‌طور موقت غوطه‌ور کردن (کسی یا چیزی) در آب; امتیاز گرفتن با قرار دادن توپ در حلقه در بسکتبال

عبارات و ترکیب‌ها

dunked cookie

کیک خیس

dunked donut

نان دونات خیس

dunked fries

سیب‌زمینی سرخ‌کرده خیس

dunked cake

کیک خیس

dunked marshmallow

مارشمالو خیس

dunked biscuit

بیسکویت خیس

dunked fruit

میوه خیس

dunked chocolate

شکلات خیس

dunked bread

نان خیس

dunked snack

میان‌وعده خیس

جملات نمونه

he dunked the basketball with incredible force.

او با نیروی باورنکردنی توپ بسکتبال را غوطه‌ور کرد.

she dunked her cookies in milk.

او بیسکویت‌هایش را در شیر فرو برد.

they dunked their heads underwater to cool off.

آنها سر خود را در زیر آب فرو بردند تا خنک شوند.

the player dunked over his opponent.

بازیکن از روی حریف خود توپ را غوطه‌ور کرد.

he dunked the toast in his coffee.

او نان تست را در قهوه خود فرو برد.

she dunked her hair in the pool.

او موهایش را در استخر فرو برد.

the kids dunked each other during the water fight.

کودکان در طول درگیری آب، یکدیگر را غوطه‌ور کردند.

he dunked the sponge in the soapy water.

او اسفنج را در آب صابونی فرو برد.

she dunked the paintbrush into the paint.

او قلم‌مو را در رنگ فرو برد.

they dunked the ball into the hoop effortlessly.

آنها به راحتی توپ را در سبد غوطه‌ور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید